السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

588

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

شرح مقصود از ماده كه واحد بالعدد است ماده‌هاى مختلف نيستند كه در ضمن اجسام مختلف هستند ؛ زيرا بالبداهه آنها از نظر عدد متكثر هستند . بلكه مراد ، حقيقت ماده است كه جوهر واحدى است در مقابل طبايع گوناگون . مصطلح از واحد بالعدد نزد حكما عبارت است از واحد بالشخص يعنى واحدى كه تشخص واحدى دارد نه واحدى كه مبدأ اعداد است زيرا صرف‌الشىء مانند ماده ( كه صرف القوه ) است تعدد و تكرار ندارد اما اين‌كه مؤلف اين مطلب را به قوم نسبت مىدهد . اين گواه بر عدم رضايت او از اين مطلب است زيرا ماده محض القوه است و وحدت نوعى فعليت به شمار مىآيد كه با صرف قوّه بودن سازگار نيست . حال مىخواهيم بگوييم طبيعت ماده چون واحد بالعدد است نمىتواند معلول « صورتٌ ما » كه واحد بالعموم است باشد ؛ زيرا واحد بالعدد اقوا از واحد بالعموم است و علت نمىتواند از معلول ضعيف‌تر باشد . اما اين‌كه واحد بالعموم ضعيف‌تر از واحد بالعدد است بدان جهت است كه واحد بالعموم آميخته با كثرات است ، به خلاف واحد بالعدد كه تعين و تشخص دارد و در وحدت صراحت بيشترى دارد . ما قبلًا گفتيم وجود و وحدت داير مدار يك‌ديگرند ، ضعف و قوت در هر يك از اين دو به ديگرى سرايت مىكند ؛ وقتى وحدت در واحد بالعموم ضعيف بود ، طبيعتاً وجود آن هم اضعف از وجود ماده كه داراى وحدت عددى است خواهد بود ، در حالى كه علت بايد از نظر وجود اقوا از معلول باشد . جواب از اشكال متن فإنّه يقال : إنّ المادّة وإن كانت . . . كثرة هذه الصور المتعاقبة على المادّة .