السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
569
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
ترجمه اشكال نشود « 1 » كه بىترديد امكان صور و اعراض حادثى كه لاحق بر اجسام مىشوند قبلًا در محل وجود داشته است . و استعداد و آمادگى براى آنها در محل موجود بوده است . و هر چه ممكن به وقوع خود نزديكتر شده ، استعداد تحقق آن افزون گشته و اشتداد يافتهاست . تا آنجا كه استعداد به مرحلهء تماميت خود رسيدهاست . در اينجا ممكن با افاضهء فاعل ، موجود مىگردد . ( اكنون سؤال اين است كه ) چه مانعى دارد كه ما قوّهء قبول را به جهت آنكه استعداد به جسم يعنى اتصال جوهرى قائماست به خود جسم نسبت دهيم ، بدون آن كه به استعداد و قبول جوهرى كه جزء جسم باشد نياز باشد . شرح حاصل اشكال اين است كه اتصال جوهرى مىتواند در عين آن كه در اتصال جوهرى بودن فعليت دارد قوهء قبول صور و اعراض لاحقه نيز باشد . از اين رو ، ديگر نيازى به هيولا نيست تا جزء ديگر جسم باشد و قبول صور و اعراض را بنمايد . بر اين اساس ما مىتوانيم استعداد و امكان تحقق صور و اعراض لاحقه را به اتصال جوهرى نسبت دهيم و همچون افلاطون معتقد شويم كه جسم از يك جوهر بسيط به نام اتصال جوهرى تشكيل يافتهاست . اشكال دوم بر جوهريت هيولا متن على أن القبول والاستعداد مفهومٌ عرضىٌّ . . . أن يكون حقيقةً جوهريّةً . ترجمه به علاوه آن كه قبول و استعداد ، يك مفهوم عرضىِ قائم به غير است . پس صلاحيت اين را ندارد كه يك حقيقت جوهرى باشد .
--> ( 1 ) . اين اشكال را نيز صدرالمتألهين از قول بعضى از محققين نقل مىكنند ر . ك : اسفار ، ج 5 ، ص 160