السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
555
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
شرح نظريهء شهرستانى از آن جهت كه جسم را در عالم حس و در عالم واقع ، واحد متصل مىداند شبيه نظريهء ارسطو و حكماى تابع اوست . اشكالى كه بر نظريهء او وارد است اين است كه وى تقسيم جسم را منحصر در تقسيم خارجى و وهمى مىداند . لذا اجزاى جسم را متناهى مىداند و قائل به تقسيم عقلى اجزاء نيست . ما پيش از اين گفتيم كه وقتى وَهْم از تقسيم جسم به دليل كوچكى و ناچيزى او باز ماند عقل پا به ميدان مىگذارد و بر خلاف وَهْم كه احكام جزئى صادر مىكند حكم كلى صادر مىكند كه جسم تا بىنهايت قابل تقسيم به اجزاى كوچك تر است . از اين رو عقل جسم را « بِما انَّهُ جِسْمٌ » تا بىنهايت به اجزاى ريز و ريزتر تقسيم مىنمايد . لذا بنابر نظريهء حكماى متأخر تقسيم اجزاء تا بىنهايت در ظرف عقل به پيش مىرود . اشكال ديگرى كه بر اين نظر وارد است اين است كه اتصال جسم در عالم واقع مورد ترديد است . بيان اين مطلب در ردّ قول هفتم نيز خواهد آمد ؛ إنشاء اللَّه . نقد نظريهء افلاطون متن وأمّا القول الخامس المنسوب إلى . . . المحسوسة كلاماً سيأتى إن شاء اللَّه . ترجمه اما قول پنجم ، كه منسوب به افلاطون است و آن اين است . كه جسم ، جوهر بسيط است . و آن عبارت است از اتصال جوهرى كه تا بىنهايت قبول قسمت مىكند . اشكالى كه در اين نظريه هست اين است كه بساطت جسم ، مورد قبول نيست ؛ به جهت سخنى كه به زودى در فصل بعد راجع به اثبات هيولا براى جسم خواهد آمد . « 1 »
--> ( 1 ) . از فصل پنجم از همين مرحله