السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

554

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

البته از اين قول برنمىآيد كه نفى هيولا كند و تركيب جسم از هيولا و صورت جسميه را ابطال نمايد . و به زودى اثبات هيولا در فصل بعدى خواهد آمد . پس بازگشت نظريه ذيمقراطيس به اثبات صورت جسميه براى اجسام ذريهء اوليه‌اى است كه مبدأ اين اجسام محسوس هستند و اجسام محسوس به هنگام تجزيه به آن اجسام ذريهء اوليه بازمىگردند . شرح اشكالى كه در قول ذيمقراطيس وجود دارد اين است كه آن اجزاى بسيار كوچك كه از اجتماع آنها اجسام محسوس پديد مىآيد به دليل آن كه حجم دارند قابل تقسيم به اجزاى كوچك تر هستند . پس چرا ايشان آنها را غير قابل تجزيه مىداند . البته بديهى است كه نمىتوان سخن ذيمقراطيس را كه قائل به مبادى اتمى براى اجسام محسوس است حمل بر نفى هيولا و ابطال تركيب جسم از هيولا و صورت كرد . گو اين كه برخى خواسته‌اند نظريهء وى را مستمسكى براى نفى هيولا قرار دهند . در حالى كه از سخن وى چنين چيزى استفاده نمىشود و اثبات هيولا در فصل بعدى خواهد آمد . نتيجه اين كه سخن وى به تأليف اجسام از اجزاى ذَريه بر مىگردد و اجزاى ذريه خود ، مانند اجسام بزرگ محكوم به حكم جسميت مىباشند . نقد نظريه شهرستانى متن وأمّا القول الرابع المنسوب إلى . . . وهو ضرورىّ البطلان . ترجمه و اما قول چهارم كه منسوب به شهرستانى است اين است كه جسم همانطور كه در عالم حس ، متصلِ واحد است در حقيقت همچنين است و به اجزاى متناهى قبول تقسيم مىنمايد . اشكال اين نظريه اين است كه لازمه‌اش وقوف تقسيم عقلى است . و اين بالضرورة باطل است .