السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
553
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
علاوه بر اشكالِ قبلى كه بر قول اول وارد بود اشكال ديگرى ( نيز ) بر آن وارد است . و آن اين كه اگر اجزاى جسم غير متناهى باشند بر فرض داشتن حجم ، موجب مىشود جسمى كه متكون از اجتماع اين اجزاى غير متناهى هست از نظر حجم ، غير متناهى شود . و بالضروره داشتن جسم غير متناهى باطل است . شرح بر قول نظام دو ايراد وارد است . يكى همان ايرادى است كه بر قول اول وارد بود كه ما جزء غير قابل تقسيم نداريم ( به براهينى كه گذشت ) . ايراد دوم نظريهء ايشان اين است كه وى اجزاى بالفعل جسم را غير متناهى مىداند . اگر سخن وى صحيح باشد از اجتماع اجزاى بالفعل غير متناهى لازم مىآيد جسمى پديد آيد كه از نظر حجم ، غير متناهى باشد . و در جاى خود اثبات شدهاست كه ما جسم غير متناهى نداريم . نقد نظريهء ذيمقراطيس متن وأمّا القول الثالث المنسوب إلى . . . المحسوسة ، وإليها تنتهى بالتجزئة . ترجمه و اما قول سوم كه به ذيمقراطيس منسوب است اين است كه جسم ، مركب است از اجزاى بسيار كوچك و سخت كه در خارج قبول تقسيم نمىكند ؛ گرچه در وهم و عقل قبول تقسيم مىنمايد . اشكالى كه در اين قول هست اين است كه اين اجزاء ناگزير جوهرهاى صاحب حجمى هستند ، پس اجسامى هستند . صاحب اتصال جوهرى كه اجسام محسوس از آنها تأليف مىيابد . ( پس چرا آنها را غير قابل تقسيم مىداند ) آنچه را كه اين قول ثابت مىنمايد اين است كه اجسام اوليهاى وجود دارند كه آنها مبدأ اجسام محسوس مىباشند .