السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
546
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
در اصطلاح خاص فلسفى جسم تعليمى به تعين مقدارى جسم طبيعى اطلاق مىشود ، مثلًا جسمى داريم كه بيست يا سى يا چهل سانتىمتر طول يا عرض دارد ، به تعيّن مقدارى اين امتداد ، ( يعنى بيست و سى و چهل سانتىمتر ) جسم تعليمى گفته مىشود . بنابر اين ، جسم تعليمى عرضى است كه بر جسم طبيعى - كه شيئى است واجد ابعاد ثلاثه - عارض مىشود . شيخ الاشراق حقيقت جسم را از اين عارض و معروض مركب مىداند . نظريهء ارسطو متن السابع : أنّه جوهر مركّب من جوهرَيْن . . . أرسطو والأساطين من حكماء الإسلام . ترجمه قول هفتم اين كه جسم ، مركب است از دو جوهر ؛ يكى مادهاى كه قوّهء هر فعليتى است و دوم اتصال جوهرى كه صورت براى ماده است . و صورت ، همان اتصال و امتداد جوهرى است كه قبول قسمت به اجزاى غير متناهى « به معناى لايقف » مىنمايد ؛ زيرا اختلاف دو عَرَض ، جسم را تقسيم مىكند . همانطور كه آلت قطاعه به سبب قطع كردن ، جسم را تقسيم مىنمايد ، تا جايى كه به جهت كوچكى يا سختى جسم از تقسيم عاجز شود . در اين جا قوّهء وهم شروع به تقسيم مىكند تا آن جا كه آن هم به جهت خُردى جسم از تقسيم باز مىماند . ( آن گاه نوبت به تقسيم عقل مىرسد ) . عقل ، جسم را به نحو كلى تقسيم مىنمايد . به اين بيان كه جسم هر چه به اجزاى كوچك تر تقسيم شود جزء جديد حجم خواهد داشت و براى آن جانبهاى مختلف خواهد بود كه قبول تقسيم تا بىنهايت مىنمايد . بنابراين ، ورود قسمت ، جسم را ( از جسم بودن ) بيرون نمىسازد . و اين قول از ارسطو و بزرگان حكماى اسلام است . « 1 »
--> ( 1 ) . فارابى و ابن سينا از اين جملهاند . ر . ك : اسفار ، ج 5 ، ص 17