السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
525
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
شرح در اين بيان براى اثبات جنسيت جوهر براى اقسام خود چنين استدلال مىگردد كه وصفِ « كون وجود الجوهر لا فى موضوع » يك وصف واحد و مشتركى است كه در ميان همه ماهيتهاى جوهرى هست . چون چنين است معلوم مىشود كه « جوهريت » جنس ميان همهء آنهاست . اما اگر چنين نبود ، وصف مذكور از حريم ذات ماهيات جوهرى خارج و لازمهء وجودى آنها بود و ماهيات جوهرى همه با هم متباين بودند و قدر مشتركى نداشتند . در اين صورت اگر ما از اين امور متباين ، لفظ جوهر را انتزاع مىكرديم ، لازم مىآمد انتزاع مفهوم واحد از اشياى متباين و كثير ، بماهى متباين و كثير . و اين محال است . ملاحظه مىشود در اين بيان وصفِ « كَون الجوهر لافى موضوع » كه در ذات ماهيات جوهرى مشترك است ، ملاك استدلال قرار داده مىشود و از اين طريق بر جنسيت جوهر ، اقامهء برهان مىشود . رد استدلال دوم متن ففيه : أنّ الوصف المذكور ، معنى منتزع . . . إلى مقولتَيْن هما الجوهر والعرض . ترجمه اشكال اين بيان ، آن است كه وصف مذكور ( كونه لا فى موضوع ) معنايى است كه انتزاع مىشود از سنخ وجود اين ماهيات جوهرى ، نه از ذات ماهيات . همانطور كه « وجودِ فى الموضوع » - كه وصف واحد و لازمهء مقولات نه گانهء عرضى است - معناى واحدى است كه از سنخ وجود همهء اعراض انتزاع مىشود ، ( با توجه به اين مطلب ) اگر وصفى كه از جواهر انتزاع مىشود مستلزم معناى جامع ماهوى واحدى در ماهيات جوهرى باشد ، بايستى وصف منتزع از مقولات عرضى ( هم ) كه معناى واحدى