السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

489

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

نفسِ مجرد ، روحانيّة الحدوث والبقاء « 1 » هست ، مىباشد ؛ همان‌طور كه مشائيان قائلند . اما بنابراين قول كه نفس ، جسمانيّة الحدوث و روحانيّة البقاء هست ( حين الحدوث اعتبار تجرد و تماميت نوع به وسيلهء او مطرح نيست ، چون براساس اين نظريه نفس حين الحدوث مادى است طبعاً اعتبار وجود لنفسه و حكم تجرد ندارد ، ولى تدريجاً و به واسطهء حركت مجرد گشته ولى هنوز در مقام فعل در ملازمت عالم ماده است سپس از ماده مفارقت كرده مجرد كامل مىگردد . ( لكن بعد الحدوث ) ابتدا در مرحلهء ذات مجرد شده سپس با مفارقت از بدن - بعد از آن‌كه در مرحلهء فعل ، مادى بوده است - در مقام فعل هم مجرد مىگردد . شرح دربارهء نفس ، اقوال متعددى ابراز شده است كه اهم آنها سه قول است : يكى اين‌كه نفس ، قديم است . اين قول به افلاطون و اتباعش منسوب است . مقابل اين قول ، سخنى است كه مىگويد : نفس ، حادث است . اين عقيده نيز به دو عقيده منشعب مىشود : يكى اين‌كه نفسِ حادث ، روحانيّة الحدوث والبقاء است ؛ يعنى نفس در حدوث و بقاى خود از جسم ، مستقل است . او گرچه همراه حدوث بدن ، حادث است ، اما به سبب حدوث بدن ، حادث نيست ؛ يعنى به جسم وابستگى ندارد ، گرچه زماناً همراه هم حادث مىشوند . اين عقيده به ارسطو و اتباع او منسوب است . نظر سوم اين‌كه نفسِ حادث ، جسمانيّة الحدوث وروحانيّة البقاء است ؛ يعنى نفس در حدوث خود محتاج به بدن است اما در بقايش نيازى به بدن ندارد . اين مذهب صدرالمتألّهين و اتباع اوست . براساس نظر وى بدن محل رويش نفس است و نفس از آن سرزمين برمىخيزد آن‌گاه مجرد گشته فقط در مرتبهء فعل مادى است كه به تدريج در مرتبهء فعل نيز مجرد مىگردد .

--> ( 1 ) . ر . ك : اسفار ، ج 8 ، ص 347