السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

481

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

اعتبار دوم صورت بودن ماهيت متن وأمّا الصّورة من حيث انّها صورة . . . التركيب الاتحاديى بين المادّة والصورة . ترجمه و اما صورت از آن جهت كه صورت بوده و مقوم ماده است ؛ چون كه نسبت به ماده به شرط لا ملاحظه مىگردد بين آن دو ، حمل اولى برقرار نمىگردد . لذا اندراج صورت ، تحت جنس معنا ندارد ، و الّا ( يعنى اگر اندراج حاصل بوده و حمل بين آن دو حمل اولى بود ) بايد صورت ، نوعى محسوب مىشد كه بين آن و جنس ، عينيت و حمل اولى برقرار باشد ( مانند ساير مواردى كه بين نوع و جنس ، حمل اولى برقرار است ، مانند « الانسان حيوان » ) در حالىكه اين ( عينيت بين صورت و جنس ) خلاف فرض است ( چون صورت ، مقوم ماده است نه عين او ) . گرچه بين صورت و ماده ، حمل شايع برقرار مىگردد ؛ بنابر آن‌كه تركيب بين آن دو اتحادى باشد ( نه انضمامى ) . شرح اين اعتبار دومى است كه براى ماهيت لحاظ مىگردد كه عبارت باشد از اين‌كه ماهيت صورت به شرط لا باشد . گفتيم فصل چون وجود لغيره دارد ماهيت ندارد تا مندرج تحت جنس شود ، اما صورت كه مقوم ماده است چطور ؟ آيا آن مندرج تحت جنس مىشود يا نه ؟ به عبارت ديگر آيا صحيح است كه بگوييم « الصّورة جوهر » يا نه ؟ مؤلف در پاسخ مىگويند : صورت چون براى معناى به شرط لا وضع شده به حمل اولى قابل حمل بر جنس نيست ؛ زيرا آن دسته از معانى قابل حملند كه به نحو لابشرط لحاظ گردند . ولى چون صورت به نحو به شرط لا « 1 » لحاظ مىشود قابل حمل اولى بر

--> ( 1 ) . بنابر تركيب اتحادى ، معانى به شرط لا همچون ماده و صورت قابل حمل به جمل شايع هستند