السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

477

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

اطلاق جوهر كرده‌اند . و از آن رهگذر كه صورت جسميه و نفس ، دو نوع از اقسام پنج‌گانه جوهر هستند بالبداهة زير مجموعهء جوهر كه جنس الاجناس هست قرار گرفته با او متحد خواهند بود . و بدين وسيله مطلب فوق كه فصل ، تحت جنس قرار نمىگيرد نقض مىگردد . بدين ترتيب ما براى اين سخن كه فصول تحت جوهر قرار نمىگيرند دو مورد نقض داريم يكى صورت جسميه و ديگرى نفس انسان . شاهد بر ادعا هم اين است كه اين دو ، دو قسم از مقسمى كه آن جوهر هست مىباشند . جواب از اشكال متن قلت : يختلف حكم المفاهيم باختلاف الاعتبار . . . لازمها الّذى لايدخل فى ماهيّتها . « 1 » ترجمه در پاسخ مىگوييم : « 2 » حكم مفاهيم ، با اختلاف اعتبارات عقلى كه بر آن عارض مىشود مختلف مىگردند . و قبلًا در بحث وجود لنفسه ولغيره گذشت كه اعتبار وجود فى نفسه همان چيزى است كه از او ماهيت انتزاع مىشود . و اما از اعتبار وجود لغيره ، ماهيتى انتزاع نمىگردد ؛ گرچه وجود لغيره عين وجود لنفسه هست . و فصل ، مفهومى است كه به جنس اضافه مىگردد و حقيقت او آن است كه مميّز ذاتى نوع و وجودش براى جنس مىباشد . از اين جهت براى فصل از آن حيث كه فصل هست ماهيتى نيست . و معناى قول حكما كه مىگويند : جنس ، عَرَض عام براى فصل و فصل ، عَرَض خاص براى جنس هست اين است كه فصول جواهر ، جوهر نيستند ؛ به اين معنا كه مندرج تحت جواهر باشند ، مانند انواع كه تحت جنس خود مندرجند . بلكه ( اندراج آنها تحت جنس ) مانند اندراج ملزومات ، تحت لازمه‌اى كه آن لازم داخل در ماهيت ملزومات نيست مىباشد .

--> ( 1 ) . ر . ك : فصل سوم از مرحلهء دوم ( 2 ) . ر . ك : اسفار ، ج 2 ، ص 39 - 40