السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

475

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

عدم اندراج فصل تحت جنس ، منافاتى با حمل شايع ميان آن دو ندارد متن ولا يُنافى ذلك وقوع الحمل بين الجنس . . . أن تندرج تحته فيكون جزءاً من ماهيّتها . ترجمه اين مطلب ( اين‌كه گفتيم فصل ، مندرج تحت جنس خود نمىشود ) منافاتى ندارد با وقوع حمل بين جنس و فصلِ مقسّم او ، مانند « كل ناطق حيوان » يا « بعض الحيوان ناطق » چون اين حمل - چنان‌كه اشاره « 1 » شد - حمل شايع بين عَرَض خاص و عام مىباشد . اما آنچه ما او را نفى مىكنيم آن حمل اولى ( بين اين دو ) هست . پس بر فصولى كه مقسّم او هستند جوهر ، صدق مىكند بدون آن‌كه فصول ، مندرج تحت جوهر باشند و جزئى از ماهيتش به حساب آيند . شرح اين‌كه گفتيم فصل ، تحت جنس در نمىآيد - آن‌گونه كه جنس ، تحت نوع در مىآمد - اين منافات ندارد با اين‌كه حمل بين جنس و فصل صورت گيرد ؛ زيرا اين حمل ، حمل شايع است كه دو مفهوم متغاير وجوداً متحد مىگردند . و ما خواستيم حمل اولى را نفى كنيم ؛ زيرا اگر فصل ، تحت جنس قرار مىگرفت عينيت مفهومى را كه ملاك حمل اولى است مىيافت ، چون فصل هم از سنخ جنس مىگشت و همان معنا را مىيافت كه جنس دارد ، مانند انسان و بشر كه هر دو بر يك معنا دلالت مىكنند . پس ، ما خواستيم حمل اولى را نفى كنيم نه حمل شايع را . لذا جوهر كه جنس هست بر ناطق و قبل از آن بر حساس كه فصل حيوان هست و قبل از آن بر نامى كه فصل نبات هست صدق مىكند ، مانند آن‌كه مىگوييم « كل حيوان جوهر » يا « كل ناطق

--> ( 1 ) . در فصل سابق