السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

457

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

ترجمه نكتهء چهارم اين‌كه جنس و ماده ذاتاً يكى هستند ، ولى از نظر اعتبار مختلفند . ماده ، زمانى كه لا به شرط ملاحظه گردد جنس است . و جنس ، زمانى كه به شرط لا ملاحظه گردد ماده است . هم‌چنين فصل و صورت ذاتاً متحد و اعتباراً مختلفند . فصل به شرط لا ، صورت است ، همان‌طور كه صورت لا به شرط ، فصل مىباشد . شرح ميان ماده و جنس فرقى نيست . مراد از هر دو همان جزء مشتركى است كه در ماهيت نوعى وجود دارد . لكن وقتى آن جزء مشترك را لابشرط لحاظ كنيم . - به گونه‌اى كه بتواند به فصل ضميمه شود - و قابل حمل باشد آن‌را « جنس » خواهيم خواند . و اگر به شرط لا ملاحظه نماييم - به گونه‌اى كه او تنها ملاحظه شود و قابل حمل و انضمام به فصل نباشد - « ماده » ناميده مىشود . در هر دو اعتبار ، اين دو ذاتاً يك چيز هستند . جزء مختص هم همين‌طور است . اگر آن‌را لا به شرط لحاظ نماييم فصل بوده قابل انضمام و حمل بر ديگرى است . چون لا به شرط با هر شرطى جمع مىشود . و اگر آن را به شرط لا لحاظ نماييم غيرقابل انضمام و غير قابل حمل بر ديگرى خواهد بود . بيان تعدد اعتبار در أعراض متن وهذا فى الجواهر المادّة المركّبه . . . المجرّدة أيضاً على هذه الوُتَيرَة . ترجمه اين ( تعدد اعتبار ) در جوهرهاىِ مادىِ مركب ، ظاهر است ؛ زيرا ماده و صورت در جواهر مادى هر دو در خارج موجودند . از اين جهت از آن دو ، معناى ماده و صورت اخذ مىشود و سپس لا به شرط لحاظ گرديده ، جنس و فصل مىشوند .