السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
439
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
اما اينكه عَرَض از مراتب وجود جوهر است شرح آن در بحث مقولات خواهد آمد . اجمال سخن اينكه عَرَض به وجودى جداى از وجود جوهر ، موجود نمىشود ، بلكه در دامن آن و به وجودى كه جوهر بدان موجود است ، موجود مىشود . عرض ، شأنى از شئون جوهر و نمودى از نمودهاى آن است . و به تعبير كتاب ، مرتبهاى از مراتب وجودِ جوهر است . مقصود آن است كه هر جوهرى خود را در قالب نوعى از اعراض نشان مىدهد ، مثلًا انسان در قالب وزن و حجم و رنگ و كميتِ خاص قابل رؤيت است و اينها نمودها مخصوص وجود او مىباشند . مشخّصات ذاتى متن ويتميّز الذاتى من غير الذاتى بخواصه . . . بالتجوهر - كما سيجىء إن شاءاللَّه . ترجمه و ذاتى از غير ذاتى به خواصى كه لازمهء ذاتيت اوست ، متميّز مىشود . و آن عبارت است از اينكه ( اولًا ) ذاتى ضرورى الثبوت براى صاحب آن است ؛ به جهت آنكه شىء براى خود ، ضرورى الثبوت هست . ( دوم ) اينكه ذاتى از سبب ( مستقل ) بى نياز است ؛ زيرا همان سببى كه مُوجِد صاحب ذاتى است مُوجد ذاتى هم مىباشد ، چون اين دو ، يكى مىباشند . و ( ثالثاً ) ذاتى بر ذِى الذّاتى به تقدم جوهرى مقدم است ، چنانكه بيان آن بهزودى خواهد آمد . « 1 » شرح سه خصوصيت ، نشانهء ذاتى بودن يك چيز هست : يكى اينكه ذاتى براى ذىالذّاتى ثابت است ؛ انسان اگر حيوانيت يا ناطقيت نداشته باشد انسان نيست . پس ضرورتاً حيوانيت و ناطقيت براى انسان ، ثابت است و ثانياً همان سببى كه انسان را
--> ( 1 ) . ر . ك : فصل اول ، از مرحلهء دهم