السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

425

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

ترجمه ( اين اشكال ) فاسد است ؛ زيرا ماهيت معقوله از اين حيثيت يعنى از اين جهت كه قائم به نفسِ جزئى است - نعتِ نفسْ به شمار مىرود . و از اين جهت كه كيف نفسانى و كمال نفس است ، از جمله موجودات خارجى است و از بحث ما خارج است . سخن ما در ماهيت موجود ذهنى است كه بر او آثار خارجى ، مترتب نشود . و ماهيت از اين جهت ، امتناع از صدق بر كثيرين ندارد . شرح اشكال فوق و جوابش شبيه اشكالاتى است كه در باب وجود ذهنى مطرح شده است : خلاصه اين‌كه ماهيت اگر به عنوان موجودى از موجوداتى كه قائم به نفس است و كمال او محسوب مىشود ، ملاحظه گردد ، طبعاً جزئى و متشخص خواهد بود . و از اين حيث ، قابليت انطباق بر كثيرين را نخواهد داشت . مضافاً به اين‌كه بدين لحاظ ، ذهن هم خود ، خارج محسوب شده و آنچه كه به آن قائم است نيز خارجى خواهد بود . اما به ملاك ديگر ، يعنى اگر ماهيت را « بما انّها هى » ملاحظه كنيم به اين معنا كه التفاتى به وجود شخصى او نداشته باشيم كلى خواهد بود در اين‌صورت آثار در خارج بر او مترتب نخواهد بود و از اين جهت قابل صدق بر كثيرين خواهد بود . به عبارت ديگر ، كليتِ آن ، به حمل اولى و جزئيتِ آن ، به حمل شايع مىباشد . اقسام تمايز متن ثمّ إنّ الأشياء المشتركة فى معنىً كلّىٍّ . . . وإنّما التّشكيك فى الوجود . ترجمه اشيايى كه با هم در يك معناى كلى اشتراك دارند به يكى از امور سه‌گانه از يك‌ديگر متمايز مىشوند :