السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

426

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

اگر اشتراك آن اشياء در يك معناىِ عرضىِ خارج از ذات هست ، پس به تمام الذّات از يك‌ديگر متمايز مىشوند ، مانند دو نوع از مقولات عرضيه ، كه در عرضيت با يك‌ديگر مشتركند . و اگر آنها در امر ذاتى با يك‌ديگر مشترك باشند ، حال اگر اشتراكشان در بعض ذات هست . لا محاله آن بعض ، جنس خواهد بود و به بعض ديگر كه فصل است تميّز خواهند يافت ؛ مانند انسان و فرس كه مشترك در حيوانيت هستند و به نطق و صهيل تميّز مىيابند . و اگر اشتراك آنها در تمام ذات باشد ، پس تمايزشان در يك امر عَرَضى مفارق خواهد بود ؛ زيرا اگر عَرَض ، عَرَض لازم باشد هيچ فردى از آن خالى نخواهد بود ؛ چون لازمهء نوع ، لازمهء جميع افراد است . بعضى بر اقسام سه گانهء فوق ، قسم چهارمى را اضافه كرده‌اند ، « 1 » كه آن تمايز به تمام و نقص و شدت و ضعف در خود طبيعت مشتركه است . و حق آن است كه « ماهيت بما أنّها ماهيت » قبول تشكيك نمىكند و تشكيك فقط در وجود ، جارى است . شرح مشائيان براى ملاك تمايز ميان دو ماهيت ، سه قسم بيان كرده‌اند . قسم اول اين‌كه تمايز ، به تمام ذات باشد . در اين فرض طبعاً اشتراكشان به امرى بيرون از ذات خواهد بود ؛ مانند تمايز دو مقولهء عَرَضى چون مقولهء كم با مقولهء كيف ، كه هيچ قدر مشتركى ذاتاً با هم ندارند . مثلًا يك خط يك مترى با رنگ قرمز ، صد در صد تمايز ذاتى دارند ، چون يكى از مقولهء كم است و ديگرى از مقولهء كيف ، لكن در مفهومى كه از اين دو انتزاع مىشود - يعنى مفهوم عَرَضيت كه از حاق ذات مقولات عرضى گرفته مىشود و در اصطلاح ، آن‌را خارج محمول يا محمول بالصميمه مىنامند - اشتراك دارند . همان‌طور كه همهء ممكنات در امكان ، كه برگرفته از حاق ذات آنهاست ، مشتركند ، مقولات عَرَضى هم در مفهوم عَرَضيت كه برگرفته از صميم آنهاست اشتراك دارند .

--> ( 1 ) . شيخ الاشراق در حكمة الاشراق ، و ر . ك : شرح حكمة الاشراق ، ص 234