السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
421
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
شرح ماهيتى كه در ذهن ، استعداد انطباق با افراد فراوان را دارد و مىتواند بر هر يك از آنها منطبق شود و بر آنها حمل گردد ، از ويژگى خاصى به نام كليت و اشتراك برخوردار است ؛ اعم از آنكه افراد آن ماهيت ، بالفعل در خارج باشد مانند انسان كه در خارج داراى افراد كثير است يا داراى افراد كثير نباشد مانند ماهيت مجردات كه نوع آنها منحصر در فرد واحد است . كليت ، خصوصيتى است كه فقط در ذهن بر ماهيت عارض مىشود ؛ زيرا موجود خارجى ، ملازم با تشخص و جزئيت است و هيچ موجود خارجى نمىتواند كلى باشد هر چه موجود مىشود مشخص و متعين است - ماهيت كلى فقط در ذهن موجود است و در آن قابل انطباق بر كثيرين است گرچه بالفعل افراد كثير آن در خارج موجود نباشد همانگونه كه جزئيت از لوازم وجود خارجى شىء است . تفسيرى نادرست از كليت مبنى بر اينكه كليت به جهت ضعفِ ادراكِ قوّهء عاقله است متن فما قيل : « إنّ الكلّيّة والجزئيّة . . . الدّراهم المختلفة وليس إلّا واحداً منها » . ترجمه گفته شده است « 1 » كه كليت و جزئيت به نحوهء ادراك ما بستگى دارد . به اين معنا كه قوّهء حسِ ما به جهتِ ادراكِ كامل خود ، وصول كامل به اشياء پيدا مىكند به طورى كه آنها از غير خود متمايز گشته ، تشخص مىيابند . اما عقل به جهت ضعف و ناتوانى در ادراك ، از اشياء وصول سطحى دارد و يافتهء او بين امور
--> ( 1 ) . محقق دوّانى و سيد المدققين بر اساس نقل : شوارق الالهام ، ص 164