السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

396

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

جواب اشكال متن ويدفعه : أنّ المراد بالممكن هو الماهيّة . . . الوجودىّ موضعَ الإمكان الماهوىّ . ترجمه اشكال مندفع است به اين‌كه منظور از ممكن ، ماهيتِ متساوى النّسبه به وجود و عدم است . و بديهى است كه ارتباطى ذاتاً بين ماهيت و چيزى وراى ذات آن - كه به حمل اولى براى ذات ، ثابت است - وجود ندارد . بنابراين ارتباطى بين ماهيت معلول اول و بين واجب بالذات وجود ندارد . آرى ، وجود او به وجود واجب و وجوبش به وجوب او مرتبط است ، همان‌طور كه عدمش عقلًا به عدم او و امتناعش به امتناع عدم او وابسته است . و هيچ يك از اين دو ، ممكن به معناى متساوى النّسبه به وجود و عدم نيست . و اما اين‌كه وجود ممكن را ممكن مىشمارند ، اين به اين معناست كه امكان در قلمرو وجود به معناى فقر و تعلق ذاتى وجودِ ماهيت به وجود علت اوست ؛ نه به معناى استواى نسبت به وجود و عدم . پس ، در اين اشكال به سبب جايگزين كردن امكان وجودى به‌جاى امكان ماهوى مغالطه ، اعمال گرديده است . شرح وقتى مىگوييم استلزامى ميان ممكن و ممتنع بالذات وجود ندارد مقصود از ممكن ، ماهيت متساوى النّسبه به وجود و عدم هست ، نه وجود او . و بديهى است ماهيت من حيث هى هى ، هيچ‌گونه تعلق و وابستگى با چيزى ندارد ؛ زيرا ماهيت به حمل اولى - يعنى « ماهية بما انّها ماهية » چيزى جز خودش نيست . و با اين وصف ، مرتبط با هيچ چيز ديگر نيست . بنابراين ، استلزامى هم با هيچ چيز نخواهد داشت ؛ از جمله با ممتنع بالذات ، كه اگر داشته باشد محذور فوق پيش خواهد آمد . بنابراين همان‌گونه كه ميان ماهيت معلول اول با ذات واجب تعالى هيچ استلزامى وجود ندارد