السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
392
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
جواب اشكال متن اجيب عنه : بأنّ الصّفات الممتنعة الّتى . . . الوجوب الذاتى المنتزع عن عين الذات . ترجمه از اين اشكال جواب داده شده است به اينكه همهء صفات ممتنعى كه براهين انّى ، آنها را از واجب تعالى نفى مىكند به نفى وجوب ذاتى كه ( آن وجوب ذاتى ) عين واجب الوجود بالذات هست ، برمىگردند . « 1 » پس ، همه آنها به حسب مصداق فرضى خود ، يكى هستند ، گرچه از نظر مفهوم با هم مختلفند . همانطور كه همه صفات ثبوتى واجب بالذات ، مصداقاً عين واجب الوجود هستند ، گرچه مفهوماً متكثرند . پس ، عدم انفكاك و جدايى بين اين صفات و سلوك برهانى از بعضى به بعض ديگر ، از آن جهت هست كه مصداق فرضى ( اين صفات ممتنعه ) يكى هست ، گرچه از نظر مفهوم ، متلازم مىنمايند . همانطور كه مطلب در صفات ثبوتى اين چنين است و از آن تعبير مىشود به اينكه صفات ذاتى مانند وجوب ذاتى ، بالذات و به اقتضاى ذات هست ، در حالىكه اقتضا و عليتى بين شىء و خودش وجود ندارد . و اين ( تلازم بين صفات ) معناى اين سخن است كه « دليل بر وجود حق تعالى كه مُبدع هستى است همانا به نحوى از بيان كه شبيه برهان لِمِّى است ، مىباشد » پس ، امتناعِ ماهيت كه از طريق امتناع امكان بر واجب تعالى به او منتقل شديم او ، و امتناع امكان هر دو به بطلان وجوب ذاتى كه
--> ( 1 ) . قائل صدرالمتألهين در « اسفار ، ج 6 ، ص 29 مىباشد . حكيم سبزوارى در تعليقهء خود بر اسفار ذيل مطلب مىنويسد : « لا يلتزم انه برهان لمّى بل شبيهٌ باللّمى لكن على انه فوق اللمى لا انه دونه اما انه ليس بلمىٍ حقيقةً فهو ظاهر اذ ليس هو تعالى معلولًا و اما انَّ الاستدلال من حقيقة الوجود على الوجوب فوق اللّم فلان كلَ لمٍّ مستعيرٌ فى الانارة من نور حقيقه الوجود »