السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

388

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

به حمل شايع است ؛ زيرا شيئيتى براى آن نيست تا از آن به چيزى خبر داده شود . و همين بعينه اخبار از معدوم مطلق هست به حمل اولى ، كه او موجودِ ممكنِ ذهنى است . شرح قبلًا به پاره‌اى از مواردى كه متناقض مىنمايد همراه با حل شبهه آنها اشاره شد . « 1 » فقرهء فوق نيز با همان بيان اشكال را طرح و سپس جواب مىدهد . اشكال اين است كه وقتى مىگوييم « معدوم مطلق لا يخبر عنه » ؛ از يك سو گفته‌ايم از معدوم مطلق خبر نمىتوان داد و از سوى ديگر نفس همين كلام ، اخبارى از آن است . و اين دو ، با هم متناقضند . مؤلف در حل شبهه مىگويند : معدوم مطلق به عنوان حمل شايع ، قابل اخبار نيست . حملِ شايع ، عبارت از اتحاد دو مفهوم مختلف در مقام وجود و مصداق است ؛ خواه مصداق ذهنى باشد يا خارجى . و چون ممتنع مصداق ندارد پس بدين ملاك ، حمل شايع ندارد و بدين ملاحظه ، قابل اخبار نيست ؛ زيرا امكانِ تحقق مصداق براى معدوم مطلق نيست . از اين‌رو ، از آن نمىشود خبر داد . اما اگر مىگوييم همين عدم اخبار خود نوعى اخبار هست ، اين بدان جهت است كه معدوم مطلق را به عنوان مفهوم ملاحظه مىكنيم ؛ يعنى به حمل اولى مورد لحاظ قرار مىدهيم . لذا از آن مىتوان اخبار داد به عدم اخبار . اشكال بر مصاحبت اتفاقى بين دو ممتنع بالذات متن وإن قيل : إنّ الذى ذُكِرَ . . . وقد بُيِّنَ أنّها ممتنعةٌ بذاتها ، هذا خلفٌ .

--> ( 1 ) . ر . ك : مرحلهء اوّل ، فصل چهارم و مرحلهء سوم