السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

384

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

غلط مشهور نزد عده‌اى از متكلمان متن فما فشى عند عامّة الجدليّين فى أَثناء . . . تعلّقٌ سببىٌّ ومسبّبىٌّ . » انتهى . ترجمه آنچه شهرت يافته است نزد عموم جدليون كه در اثناى مناظره - هنگامى كه طرف مقابل ، امر محالى را فرض مىكند تا از آن به كمك برهان خُلفى ( قياس استثنايى ) يا برهان مستقيم ( قياس اقترانى ) به محال بودن امر ديگرى برسد - مىگويند : « مفروض شما محال است ، ( و چون چنين است ) پس مىتواند مستلزم مطلبى باشد كه نقيض مطلبى است كه تو ادعا مىكنى كه مستلزم اين محال است ؛ زيرا گاهى از يك محال ، محال ديگرى لازم مىآيد فساد آن مطلب مشهور آشكار است ؛ زيرا محال ، مستلزم هر محالى نيست ، بلكه مستلزم محالى است كه اگر فرض وجود براى آن دو محال شود ، بين آنها تعلق سبب و مسببى وجود داشته باشد . « 1 » شرح كلمهء « ما » در آغاز اين فقره ، موصوله و مبتدا مىباشد . خبر آن « واضح الفساد » مىباشد . مقصود از بيان خلفى قياس استثنايى و از بيان استقامى قياس اقترانى است . جدلىها كه مراد ، جماعتى از متكلمان معتزله و اشاعره مىباشند ، شنيده‌اند كه يك محال ممكن است مستلزم محال ديگرى باشد ، اما توجه نكرده‌اند كه اين اصل در جايى جارى است كه ميان آن دو محال ، تعلق سبب و مسببى جارى باشد و نمىتوان از هر محالى به محال ديگر - گرچه ميان آن دو رابطه سبب و مسببى نباشد - منتقل شد . متكلمان اين امر را - يعنى انتقال از يك محال به محال ديگر را - حربه‌اى قرار داده‌اند براى ابطال براهين صحيح . هنگامى كه يك حكيم در مقام استدلال قرار

--> ( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 236 . و براى توضيح بيشتر ر . ك : ج 6 ، ص 387