السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

339

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

معناى وجوب واجب تعالى متن وخامساً : أنّ الوجوب من شؤون الوجود الواجبّى . . . ويطرده بانضمامها إليه . ترجمه پنجم اين‌كه وجوب همچون وحدت از شئون وجود واجب است و از ذات او خارج نيست . با توجه به اين‌كه وجوب ، تأكيد وجوداست و در نقيض عدم بودن صراحت دارد و طارد عدم مىباشد ، پس محال است عدم بر او عارض شود . وجود امكانى نيز گرچه نقيض عدم و طارد اوست ، لكن به جهت آن‌كه نسبت به علتى كه واجب الوجود بالذات هست - حال يا بىواسطه يا با واسطه - وجود رابط محسوب مىشود و قائم به علت خود بوده و استقلالى از او به هيچ وجه ندارد . از اين جهت فى نفسه محكوم به حُكمى نيست ، مگر به انضمام علتش به او . پس او ( وجود امكانى ) واجب است به ايجاب علتى كه او واجب بالذات است . در اين صورت امتناع از قبول عدم داشته و به سبب انضمام علت به او ، طاردِ عدم خواهد بود . شرح دراين فقره به دو نكته اشاره مىكنند ؛ يكى شرح معناى وجوب ، كه بر اساس بيان فوق ، وجوب عبارت است از تأكيد وجود به گونه‌اى كه به هيچ وجه ، عدم در او راه پيدا نكند و در نقيض عدم قرار گرفتن صراحت داشته باشد . در اين‌جا اشكالى مطرح مىشود و آن اين‌كه خود وجودات امكانى هم كه داراى ويژگى فوق هستند يعنى نقيض عدم و طارد اويند ، پس چه فرقى با وجود واجب دارند ؟ مؤلف رحمه الله در جواب مىگويند : وجودات امكانى گرچه چنين هستند ، لكن چون آنها عين ربط به علت خود هستند و هيچ استقلالى از خود ندارند ، بقا و وجودشان به بقا و وجود علتشان هست ، پس فى نفسه محكوم به حكمى نيستند ؛ اگر به امتيازى ممتاز مىشوند از ناحيهء علت آنهاست .