السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
318
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
كونمطلق است پس هر موجود ديگر هم واجب است زيرا آنها هم در وجود داشتن با او مشتركند . و اگر واجب تعالى « بودنِ » با قيد تجرد از ماهيت است پس در ذات او تركيب از وجود و يك قيد اضافه پديد مىآيد تركيب هم كه نشانهء احتياج مركب است به اجزاء ، احتياج هم نقطه مقابل وجوب ذاتى است و اين هم باطل است مضافاً به اين كه تجرد از ماهيت هم يك قيد عدمى است و عدم در حريم ذات او راه ندارد و اگر واجب تعالى وجود به شرط تجرد است پس واجب تعالى بذاته واجب نيست بلكه با حصول يك شرط اضافه واجب است و اين هم باطل است و اگر واجب تعالى حقيقتى است بدون وجود ، لازم مىآيد كه او موجود نباشد و اگر وجود او جزئى از حقيقت اوست پس ذات او مركب است و چون تمام فروض فوق باطل است يك فرض ديگر مىماند و آن اينكه او داراى حقيقت و ماهيتى است جداى از وجود او و اين همان مطلوب ما مىباشد . وجه دفع اشكال متن ووجه اندفاعها أنّ المراد بالوجود المأخوذ . . . الوجود الخاصّ بالواجب بالذات . ترجمه وجه دفع تمام اشكالات اين است كه مراد از وجودى كه در اين اشكالها از آن سخن به ميان آمده يا همان مفهوم عام بديهى اوست ، كه چيزى جز يك معناى ذهنى اعتبارى بيش نيست . و اين ، غير از وجود واجبى است كه حقيقت خارجى مختص به ذات واجب است . يا مراد از وجود ، طبيعت كلى مشترك ، يكسان و متساوى المصاديق است ، كه اين حرف هم درست نيست ؛ زيرا وجود خارجى يك حقيقت مشكك و مختلفة المراتب است و برترين مراتبش وجود واجب بالذات هست .