السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
319
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
شرح حاصل جواب اين است كه ما از استدلال كنندگان در اين ادله سؤال مىكنيم : مراد از وجود چيست ؟ اگر مراد ، مفهوم وجود است كه امرى بديهى و شامل تمام موجود مىشود ، خوب مفهوم وجود امر ذهنى است و نمىتواند عبارت باشد از حقيقت خارجىِ وجود كه مرتبهاى از آن اختصاص به ذات اقدس الهى دارد ، تا از اين راه استدلال شود كه آن وجود چون مشترك است نياز به ما به الاختصاصى دارد كه همان ماهيت واجب الوجود است . و اگر مراد از وجود ، مصداق خارجى وجود است ، بدين معنا كه در تمام موجودات على السّويه و مشترك و متواطى است اين هم صحيح نيست ؛ زيرا حقيقت وجود خارجى ، داراى افراد متساوى نيست ، بلكه مختلفة المراتب مىباشند . و به عبارت فنى ، افراد او مقول به تشكيك هستند . قيد تجرد از ماهيت ، وصف عدمى نيست متن وأيضاً التّجرّد عن الماهية ليس وصفاً . . . السلب الراجع إلى الإيجاب . ترجمه علاوه ( بر جواب فوق ) تجرد از ماهيت يك وصف عدمى نيست ، بلكه به معناى نفى حدى مىباشد كه عبارت است از سلبِ سلب ، كه به ايجاب باز مىگردد . شرح در ايرادات قبل اين مطلب مطرح شده بود كه تجرد از ماهيت يك معناى عدمى است و اگر وجود واجب تعالى مقيد به قيد تجرد گردد لازم مىآيد كه واجب تعالى از قيد عدمى تركيب يابد . مؤلف در جواب مىگويند : خير ، تجرد از ماهيت به معناى نفى حد است ؛ زيرا