السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

299

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

بالذات است شريك داشتن واجب تعالى ممتنع ذاتى است و خود لوازمى دارد اگر واجب تعالى شريك داشته باشد لازم مىآيد كه واجب تعالى از محدوديت و ماهيت و تركيب برخوردار باشد ميان دو ممتنع ذاتى مانند اجتماع ضدين و ماهيت و تركيب داشتن واجب كه ممتنع ذاتى است امكان بالقياس برقرار است . مورد سوم ميان واجب الوجود بالذات و يك معلولى كه هم اينك به سبب فراهم نبودن ديگر اجزاى عليت ، موجود نيست . فىالمثل ، زيد در قرن آينده بايد متولد شود و هم اكنون به علت فقدان پدر و مادر او كه اجزاى عليت او هستند ، او هم موجود نيست . در اين مورد ، واجب الوجود جزئى از عليت تامهء زيد بوده است و تا تحقق و انضمام ساير اجزاى علّىِ « زيد » آن ممكن ، معدوم خواهد بود . در اين‌جا نسبت آن واجب ، به زيدِ معدومِ ممكن الوجود ، نسبت امكان بالقياس است ؛ زيرا بين واجب و زيدِ معدوم در حال حاضر هيچ عليت و معلوليتى در بين نيست . البته اين‌كه واجب الوجود را جزئى از علت تامه به حساب مىآوريم اين بدان جهت هست كه وقتى اراده واجب به آن تعلق گرفت كه زيد در قرن آينده در فلان مكان متولّد شود ، عنصر زمان و مكان هم جزئى از علل تحقق زيد قرار مىگيرند . از اين رهگذر واجب الوجود را جزئى از علت تامه و زمان و مكان را ديگر اجزاى او محسوب مىكنيم ؛ و الّا صرف‌نظر از ارادهء حق نسبت به تحقق زيد در قرن آينده ، خود واجب الوجود علت تامه است و علت ديگرى در پيدايش زيد دخالت ندارد . و زمان و مكان هم به ارادهء واجب الوجود ، دو جزء علت در فرض مذكور قرار گرفته‌اند . واجب و ممتنع ذاتى ، واجب و ممتنع غيرى نخواهند بود متن وقد تبيّن بما مرّ : أوّلًا أنّ الواجب . . . و كذا كلّ ممتنع بالغير فهو ممكن .