السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

300

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

ترجمه از مطالب گذشته چند نكته روشن مىگردد : اول اين‌كه واجب بالذات ، واجب بالغير و ممتنع بالغير نخواهد بود . از اين مطلب اين نكته روشن مىشود كه هر واجب غيرى ، ممكن مىباشد . و نيز ممتنع بالذات ، ممتنع بالغير و واجب بالغير نخواهد بود . و روشن مىشود كه هر ممتنع بالغيرى ، ممكن خواهد بود . شرح اگر واجبى به ذات خويش واجب بود ديگر به غير خود نياز ندارد ، تا به او وجوب اعطا كند ؛ زيرا واجب ذاتى آن است كه با قطع نظر از غير و به خودى خود واجب باشد ، نه به اعطاى غير . پس ، واجب ذاتى محال است كه واجب غيرى باشد . بديهى است كه ممتنع بالغير هم نخواهد بود . همان‌گونه كه ممتنع بالذات كه در اتصاف به امتناع ، بىنياز از غير است ممتنع غيرى نخواهد بود ؛ امتناعى كه در اجتماع ضدين وجود دارد امتناع ذاتىاست و ديگر لازم نيست علت خارجى آن امتناع را به او افاده دهد تا امتناع او امتناع غيرى باشد چون جمع اين دو عنوان ، شبيه جمع امكان ذاتى و غيرى است و اشكال در آن ، بعينه در اين‌جا مىآيد . از مطلب فوق ، نتيجه حاصل مىشود كه موصوف وجوب پس از موجوديت داراى وجوب غيرى مىباشند هم‌چنين امتناع غيرى ، ممكن ذاتى است . به عنوان مثال حركت براى اتومبيلى كه بنزين ندارد و حركت نمىكند ممتنع غيرى است گرچه با وجود بنزين حركت براى آن ممكن ذاتى مىباشد . بين دو واجب ، تلازم برقرار نمىگردد متن وثانياً أنّه لو فُرِضَ واجبان بالذّات . . . للمعلوليّة إلى واجب بالذّات .