السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

274

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

اگر در قضيه ، جهت قضيه - كه ضرورت و امكان و امتناع است - ذكر شود ، آن را مُوجَّهه و اگر نشود آن را مُطْلَقه مىنامند . تمام قضايا - حتى آنهايى كه در لفظ ، جهت قضيه ندارند - در واقع مُوجه به جهتى از جهات سه‌گانه هستند . قضاياى علمى همه و همه موجه به ضرورتند ، مانند آن‌كه مىگوييم « آب در دماى صد درجه به جوش مىآيد بالضّروره » يا « فلز به وسيلهء حرارت ، منبسط مىشود بالضّروره » و هكذا . . . . حال در اين دو مثال اگر لفظ بالضّروره هم ذكر نشود ، در واقع ضرورتاً آب در دماى صد درجه به جوش مىآيد و فلز به هنگام حرارت بالضّروره منبسط مىگردد . « 1 » معانى مختلف امكان : امكان خاص و عام تنبيهٌ آخر هذا الذى تقدّم من معنى الإمكان . . . نحو ليس الإنسان بساكن الأصابع بالإمكان . ترجمه آنچه از معناى امكان گذشت ( يعنى سلب ضرورتين ) همان چيزى است كه در اين مباحث درباره آن سخن مىرود . و آن ، يكى از جهات سه‌گانه است كه هيچ قضيه‌اى خالى از يكى از اين سه نيست . ابتدا امكان ، پيش عموم مردم در سلب ضرورت از جانب مخالف استعمال مىشد . ولازمهء آن ، سلب امتناع از جانب موافق است . و ( مطابق با اين استعمال ) در قضاياى موجبه هم ، وقتى كه جانب

--> ( 1 ) . اقسام قضاياى ضروريه ، شش هستند . چهار قسم آن عبارتند از : ضرورت ازليه ، ذاتيه ، وصفيه و وقتيه ، كه بيان آنها گذشت . دو قسم ديگر عبارتند از ضرورت منتشره مطلقه ، كه آن عبارت است از ضرورت ثبوت محمول براى موضوع در وقت غير معين ، مانند « كل انسانٍ متنفسٌ بالضرورة وقتاًما . » و ضرورت به شرط المحمول ، و آن عبارت است از ضرورت ثبوت محمول براى موضوعى كه مقيد به آن محمول هست ، مانند « زيدٌ الكتاب كاتبٌ بالضرورة . »