السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
273
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
است و ناطق لكن انسان در ظرف خارج يا ذهن ، بايد موجود شود ، تا حيوان و ناطق باشد ؛ زيرا اگر معدوم باشد ، نه انسان است و نه اجزاى آن . ضرورت وصفى متن وإلى ضرورة وصفيّة ، وهى كون المحمول . . . ومرجعها إلى الضرورة الوصفيّة بوجه . ترجمه يكى از اقسام ضرورت ، ضرورت وصفى است ، و آن عبارت است از ضرورت ثبوت محمول براى موضوع به جهت وصف موضوع ، مانند « كل كاتب متحرك الأصابع ضرورتاً مادام كاتباً » و نيز ضرورت تقسيم مىشود به ضرورت وقتى ، كه بازگشت آن از جهتى به ضرورت وصفى است . شرح ضرورت وصفيه ، عبارت است از ثبوت محمول براى موضوع بالضّروره ، مادامى كه موضوع متصف به وصف كذايى باشد ؛ مانند ضرورت ثبوت تحرك اصابع براى كاتب ، مادامى كه در حال نوشتن است . ضرورت ديگرى داريم به نام ضرورت وقتيه . و آن عبارت است از ضرورت ثبوت محمول براى موضوع در وقت خاصى ، مانند « كلُّ قمرٍ منخسفٌ بالضّرورة وقت الحيلولة » . قمر در وقت حايل شدن زمين بين آن و خورشيد ، تاريك مىشود . پس ضرورتاً انخساف در وقت حيلوله براى قمر ، ثابت است . بعضى گفتهاند ضرورت وقتيه به ضرورت وصفيه باز مىگردد يعنى در واقع به جاى اينكه بگوييم اين محمول براى اين موضوع در وقت حيلوله ثابت است ، مىتوانيم بگوييم اين محمول براى اين موضوع به وصف حيلوله ثابت است . لذا مىتوانيم ضرورت وقتيه را به اين ملاك به ضرورت وصفيه بازگردانيم و آن را ضرورت مستقلى به حساب نياوريم .