السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
221
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
جوهرى است تصور كرديم به حكم آنكه در خارج ، جوهر است در ذهن هم جوهر خواهد ماند . از سوى ديگر با توجه به اينكه وجودِ ماهيت در ذهن ، علم آدمى است و علمِ عالم ، قائم به نفس اوست ( همچون ساير أعراض كه قائم به موضوعات خود هستند ) عرَضَ خواهد بود . در اينجا لازم خواهد آمد كه ماهيت واحدة هم جوهر باشد و هم عرَض . و اين محال است ؛ زيرا اجتماع دو مقولهء متباين در يك ماهيت ، امر نا معقولى است و موجب مىشود كه جوهر كه ماهيت مستقل و عرَض كه ماهيت غير مستقل است با هم اجتماع كنند . و در نتيجه ، وصف استقلال و عدم آن در يك ماهيت ، جمع گردند . اجتماع وصف استقلال و عدم آن در ماهيت واحده اجتماع متناقضين مىباشد . اين همان اشكالى است كه حكيم سبزوارى در شعر خود آورده است : « فجوهرٌ مع عَرَضٍ كيف اجتمع » . پاسخ اشكال متن وجه الاندفاع أنّ المستحيل كون شىءٍ . . . وَعَرَضٌ بالحمل الشائع ، فلا استحالة . ترجمه آنچه محال است آن است كه شىء واحد به حمل شايع ، هم جوهر باشد هم عرض . اما جوهر ذهنى به حمل اولى ، جوهر است و به حمل شايع ، عَرَض . پس محالى پيش نخواهد آمد . شرح مسئله اختلاف حمل اولى و حمل شايع مسألهاى است كه گرهگشاى بسيارى ازمشكلات فلسفى است . قبل از صدرالمتألّهين شروط لازم در تناقض را هشت وحدت مىدانستند ، ولى صدرالمتألهين علاوه بر وَحَدات ثمانيّه وحدت حمل را هم به آنها افزود . يعنى اگر در جايى تناقض بخواهد تحقق پيدا كند علاوه بر وحدات