السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
168
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
مبهم ، موجود نمى شود مُعاد مبهم هم موجود نمىشود . و در صورت عدم انتخاب يكى از اعادهها ، مُعاد به صورت مبهم باقى مىماند و قابليت وجود نمىيابد . جملهء « و تعيّن العدد من لوازم وجود الشّىء المتشخّص » اشاره به همين معناست . بديهى است اگر مُعاد عين مبتدا گشت پس نه مبتدا كه در مرتبهء نخست بوده و نه مُعاد كه در مرتبهء دوم بوده هيچ كدام متعين به عدد خاص به خود نگرديدهاند . در حالى كه تا شىء ، جايگاه ويژه خود را نيابد موجود نمىشود . نظر متكلّمان دربارهء اعادهء معدوم متن وذهب جمع من المتكلّمين . . . وليس إيجاداً بعد الإعدام . ترجمه جمعى از متكلمان « 1 » نظر به آن كه شرايع حقّه دربارهء مَعاد سخن گفتهاند و مَعاد ، اعادهء معدوم هست ، قائل به جواز اعادهء معدوم شدهاند . و چنين استدلال نمودهاند كه اگر اعادهء معدوم بعينه ممتنع باشد امتناع يا به جهت ماهيت معدوم است يا به جهت لازمهء لاينفك ماهيت معدوم ، كه اگر چنين باشد از اول نمىبايست موجود مىشد . يا به دليل يك مانع از بين رفتنى است ، كه در اين صورت با از بين رفتن مانع ، امتناع هم از بين مىرود . ( و معدوم به حال سابق ، اعاده مىشود ) . نظر متكلمان مردود است ، از آن جهت كه امتناع اعاده به دليل مانعى است كه مربوط به وجود معدوم است نه ماهيت آن . و آنچه اديان راستين دربارهء مَعاد و حشر و قيامت گفتهاند در حقيقت ، انتقال از يك خانه به خانهء ديگر است ، و از باب ايجاد بعد از اعدام نيست .
--> ( 1 ) . از جمله آنان : صاحب مواقف و شارح آن در شرح مواقف ، ص 579 و تفتازانى در شرح مقاصد ، ج 2 ، ص 207 - 210 و ابن ميثم در قواعد المرام ، ص 147 مىباشند