السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
165
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
جدا شدن شىء از خودش به واسطهء عدم يا چيز ديگر ، محال است . اين استحاله ، تحت عنوان « امتناع انفكاك الشىء عن نفسه » مطرح مىشود . دليل دوم متن ومنها أَنّه لو جاز إعادة الشّىء . . . عدم التّميّز بينهما وهما اثنان متمايزان . ترجمه اگر جايز باشد اعادهء شىء معدوم به عين وجود اول ، جايز خواهد بود ايجاد مماثل من جميع الوجوه ابتدائاً ، در حالى كه اين محال است . ملازمهء ميان اين دو ( اعادهء معدوم و ايجاد مماثل ) از آن جهت است كه اين دو در حكم ، مثل يكديگرند . و حكم امثال در آنچه جايز است و آنچه جايز نيست ، يكسان است . بنابراين اگر جايز باشد ايجاد معدوم به عين وجود اول پس خلق مثل وجود اول ، من اول الامر جايز است . ( در حالى كه اين مستلزم امر محالى است ) و محال لازم عبارت از اين است كه اجتماع مثلين در وجود ، اقتضا مىكند عدم تمييز بين آن دو ( به حكم آنكه مماثل من جميع الوجوه هستند ، فرقى بين آن دو نيست ) در حالى كه آن دو ، دو وجود ، متمايز هستند . شرح ايجاد شىء معدوم به عين وجود اول ، بدون هيچ تفاوتى با وجود اول ، شبيه و هم خانوادهء ايجاد دو مثل مىماند كه از ابتدا ايجاد شوند و از نظر مماثلت هيچ تمايزى بين آن ها نباشد . و از آن رهگذر كه خلق دو مثلِ از جميع وجوه از ابتدا ، به دليل آن كه تماثل صد در صد منجر به عينيت و وحدت آن دو وجود مىشود ، محال است ، اعادهء معدوم هم كه شبيه و هم خانوادهء دو مماثل هست به حكم قاعدهء « حُكمُ الا مثال فيما يجوز و فيما لا يجوز واحد » محال است . در اين برهان ، بر امتناع اعادهء معدوم از « امتناع خَلق دو مثل از جميع وجوه » استمداد شدهاست ؛ چون ملاك ، در هر دو يكسان است . بيان ملازمه ميان اعادهء