السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
163
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
و اين مطلب كه محال است تكرار وجود براى يك شىء با فاصله افتادن عدم ميان آن دو ، همان چيزى است كه فلاسفه به عنوان « اعادهء معدوم بعينه محال است » « 1 » از آن سخن مىگويند . و شيخ الرئيس مسئله « امتناع اعادهء معدوم بعينه » را ضرورى دانستهاست . و بر اين مطلب براهينى اقامه كردهاند « 2 » كه بر اساس بديهى بودن مسئله ، آنها يك امر تنبيهى خواهند بود . شرح شايد كسى بگويد : ممكن است وجود يك شىء از بين برود لكن صورت علمى آن موجود پيش خداوند يا كارگزاران خلقت كه ايادى او هستند باقى بماند و بار ديگر خداوند يا فرشتگان به آن چيز بر اساس آن صورت علمى محفوظ ، وجود ببخشند . در اينجا وحدت بين وجود اول و دوم به دليل محفوظ بودن صورت علمى آن شىء ، محفوظ مىماند و زيانى به عينيت و يگانگى آن دو وارد نمىشود . به چنين كسى پاسخ داده مىشود كه در هر حال ، وجود دوم ، وجودى است پس از وجود اول . ناگزير دوگانگى حاكم است و وحدت از بين مىرود . گرچه صورت علمى آن شىء در هر دو حال نزد خدا يا مبادى عاليه محفوظ بماند . لازم به ذكر است آنچه در اين فصل تحت عنوان « لا تكرار فى الوجود » مطرح مىشود همان چيزى است كه فلاسفه آن را تحت عنوان « اعادهء معدوم بعينه محال است » مطرح مىكنند و محال بودن آن را از بديهيات مىشمارند . مع ذلك براهينى بر امتناع اعادهء معدوم ، اقامه مىشود كه در صورت بديهى بودن مسئله ، آن دلايل جنبهء روشنگرى خواهند داشت .
--> ( 1 ) . جماعتى از متكلمان از جمله بعضى از كرّاميه و ابوالحسن بصرى و محمود خوارزمى اعادهء معدوم را ممتنعمىدانند . اما برخى ديگر از آنان مانند اشاعره و جمعى از معتزله آن را جايز مىدانند ( 2 ) . ر . ك : به شرح مواقف ، ص 579 و شرح تجريد قوشچى ، ص 60 - 63