السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

154

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

مقام مفهوم است ، نظر داريم از معدوم مطلق مىتوان خبر داد . ولى وقتى به ملاك حمل شايع ، كه اتحاد موضوع و محمول در مقام وجود است ، قضيه را مورد توجه قرار مىدهيم مىبينيم كه معدوم مطلق نمىتواند وجود داشته باشد . و چيزى كه چنين است قابل اخبار نيست . « 1 » موارد ديگرى كه ايهام تناقض در آنها مىرود متن وبمثل ما تقدّم أيضاً يندفع الشّبهة . . . فيه بالحمل الأوّلىّ ، ثابت فيه بالحمل الشائع . ترجمه و به مثل آنچه جواب داده شد ، شبهه از پاره‌اى از قضايايى كه شبهه تناقض در آنها مىرود ، مندفع مىشود ، مانند « جزيى ، جزيى است » . در حالى كه خود اين قضيّه ، كلى بوده و بر كثيرين صدق

--> ( 1 ) . در كتاب بداية الحكمه حل شبههء معدوم مطلق ، خلاف عبارت كتاب نهايةالحكمه است . در بداية الحكمه مىفرمايند : « المعدوم المطلق معدوم مطلق بالحمل الاوّلى لا يخبر عنه و ليس بمعدوم مطلق بل موجود من الموجودات الذّهنيّه بالحمل الشّايع و لذا يخبر عنه بعدم الاخبار عنه . » همان‌طور كه ملاحظه مىشود در كتاب بداية الحكمه عدم اخبار از معدوم مطلق به ملاك حمل اولى قلمداد شده است . و اخبار از آن به ملاك حمل شايع است . ولى در كتاب نهاية الحكمه عدم اخبار از معدوم مطلق به ملاك حمل شايع است و اخبار از آن ، به ملاك حمل اولى است . به ظاهر چنين مىنمايد كه مؤلف علامه قدس سره خود در حل شبهه تناقض دچار تناقض گشته و دو بيان متناقض در دو كتاب خود آورده‌اند . ناگزير بايد براى هر دو عبارت توجيهى را آورد ، تا ساحت علمى ايشان از نسبت خطا مصون بماند ؛ گرچه اين توجيه اگر هم مورد قبول افتد وجود دو بيان به ظاهر متناقض ، مناسب كتاب درسى نيست . بايد گفت مؤلف اگر در كتاب بداية الحكمه فرموده‌اند : از معدوم مطلق به حمل اولى اخبار نمىشود مراد آن است كه معدوم مطلق چون بهره‌اى از واقعيت ندارد « بماانه معدوم مطلق » قابل اخبار نيست ، ولى به ملاك حمل شايع و از آن جهت كه مفهومى است موجود در ذهن ، قابل اخبار هست . اما در كتاب نهاية الحكمه اگر مىفرمايد به حمل شايع ، قابل اخبار نيست ، يعنى بر فرض كه معدوم مطلق به نحو قضاياى غيربتّى تحقق خارجى داشته باشد چون معدوم مطلق است قابل اخبار نيست . اما به عنوان يك معنا و مفهوم با قطع نظر از موجوديت آن در ذهن ، كه ملاك حمل اولى است ، قابل اخبار هست