السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

131

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

مىزيسته‌اند و به فهلويّون يا اشراقىها معروف بوده‌اند ، و ميان حكماى مشاء اشاره مىكنند . حكماى مشاء مىگويند : هيچ قدر جامع و مشتركى ميان موجودات مختلفه نيست . هر يك از آنها با ديگرى متباين است و اختلاف ميان آنها به ذات آنها باز مىگردد ، همان‌طور كه اختلاف ماهيات ، ذاتى آنهاست . بر اين اساس هر وجودى ذاتاً با وجود ديگر مباين است و هيچ جهت خويشى با يك‌ديگر ندارند . اما حكماى اشراق مىگويند : وجود ، حقيقت واحدى است و كثراتى كه ميان موجودات مشاهده مىشود مانند كثرت به شدت و ضعف ، اولويت و عدم آن ، تقدم و تأخر ، همه در حوزهء وجود ، وجود دارند و بيرون از وجود نيستند ؛ زيرا حقيقتى از وجود ، خارج نيست . و چيزى جزء وجود هم نيست ؛ زيرا وجود بسيط است و جزء ندارد . بنابراين وجود دامنهء گسترده و مراتب مختلفى دارد . هر مرتبه در عين حال كه با مرتبهء ديگر اختلاف دارد ، اما از حيث وجود با وجود ديگر فرقى ندارد . و اين معناى جملهء فوق است كه مىگويد همهء كثرت‌ها به حقيقت واحدى كه همان وجود است باز مىگردد . از اين اختلاف به اختلاف تشكيكى تعبير مىكنند . دليل بر تشكيك در وجود متن الحقّ أنّها حقيقة واحدة فى عين أنّها . . . غير راجعة إلى وحدة مّا . ترجمه حق آن است كه حقيقت وجود در عين كثير بودن ، حقيقت واحدى است ؛ چون ما از جميع مراتب و مصاديقش مفهوم وجود را انتزاع مىكنيم . مفهومى كه واحد و شامل و بديهى است . و ممتنع است انتزاع مفهوم واحد از مصاديق كثير بما هى كثير ، بدون آن‌كه به وحدتى باز گردند . شرح قبلًا در بحثِ اشتراكِ معنوى گفته‌شد لفظ وجود ، معناى واحدى دارد كه بر همهء