السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
132
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
مصاديقش يكسان منطبق مىشود فصل اول از همين مرحله براى اثبات همين مطلب منعقد گرديد . اكنون بحث اين است كه مصداق اين لفظ نيز در عين كثرت خود از جهت وحدتى برخوردار است ، زيرا اگر جهت وحدت در مصاديق آن وجود نداشت محال بود انتزاع مفهوم واحد از مصاديق كثير بما هو كثير . در حقيقت ، بحث اشتراك معنوىِ وجود رابطهء تنگاتنگى با بحث وحدت وجود دارد ، اولى ناظر به مفهوم آن كه امر ذهنى است مىباشد و دومى ناظر به حقيقت خارجى آن . حاصل سخن آنكه اگر ميان مصاديق وجود ، تباين و كثرت مطلق حاكم بود انتزاع مفهوم واحد از آن محال بود اين كه ما مفهوم واحدى را از جميع مراتب آن انتزاع مىكنيم شاهد آن است كه در افراد آن جهت وحدت وجود دارد ازاين رو مىگوييم كثرت در وجود به وحدت آن باز مىگردد مضافاً به اينكه اگر وجودات حقايق متباين بودند نظام علّى و معلولى ميان آنها بهم مىخورد زيرا هيچ سنخيتى بين علت و معلول وجود نداشت تا يكى علت باشد و ديگرى معلول . وجود هم ، چون نور يك حقيقت تشكيكى است متن ويتبيّن به أنّ الوجود حقيقة مشكّكة . . . والتّأخّر والعلوّ والدنوّ وغيرها . ترجمه از آنچه گذشت آشكار مىشود كه وجود ، حقيقتِ تشكيكىِ داراى مراتب مىباشد . براى تشكيك ، آنگونه كه فهم ساده آن را درك كند ، به حقيقت نور مثال زدهاند . نور در عين آنكه مراتب مختلفى به شدت و ضعف دارد ، حقيقت واحدهاست . پيش روى ما نور قوى و متوسط و ضعيف وجود دارد . چنين نيست كه مرتبهء قوّى نور باشد و چيزى زايد بر نوريت . همانگونه كه مرتبهء ضعيف آن از نور بودن چيزى كم ندارد و يا با ظلمت كه مقابل نور است آميخته نيست . بلكه هيچ يك از مراتب آن نه بر حقيقت مشترك نور ، چيزى را اضافه دارند و نه كم . همهء مراتب در مرتبهء خاص بسيط خود نورند . نه