السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

128

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

الفصل الثّالث‌فى أنّ الوجود حقيقة مشكّكة اقسام كثرت متن لا ريب أنّ الهويّات العينيّة تتصّف . . . حقيقةٌ خارجة منه ولا خارجَ من الوجود . ترجمه شكى نيست كه موجودات واقعى خارجى يك بار به كثرت متصف مىشوند از آن جهت كه اين انسان است و آن فرس و ديگرى شجر و غير ذلك . و بار ديگر ( به كثرت متصف مىشوند ) از آن جهت كه اين بالفعل است و آن بالقوّه ، اين واحد است و آن كثير ، اين حادث است و آن قديم ، اين ممكن است و آن واجب و هكذا . از آنچه در فصل پيش گفته شد ثابت مىشود كه كثرت از نوع اول - كه همان كثرت ماهيات باشد - در خارج ، به سبب عارض شدن وجود ( بر ماهيات ) موجود است . و وجود به سبب عارض شدن ماهيات بر وجود ، به آن كثرت متصف است ، چون وجود ، اصيل است و ماهيت ، اعتبارى . و اما كثرت از نوع دوم بر وجود از ناحيهء انقساماتى كه از سوى ذات وجود بر آن وارد مىشود . عارض مىشود مانند انقسام وجود به واجب و ممكن و به واحد و كثير و به چيزى كه بالفعل است و يا بالقوّه و امثال آن .