السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
102
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
شرح مقدمتاً بايد بدانيم كه وجود ، حقيقتى است عينى و خارجى و صاحب آثار ويژه ، و هرگز از ذات خود منفك و جدا نمىشود . پس ، ظرف تحقق آن خارج است و هرگز به حقيقت خارجى خود در ذهن حلول نمىكند . اما ماهيت همانطور كه در ظرف خارج يافت مىشود در وعاى ذهن نيز موجود مىگردد . و به ملاك حضورش در ذهن به احكامى متصف مىگردد از همين رو وجود به دليل عدم حلولش در ذهن به آن احكام متصف نمىشود ، مانند كليت ؛ زيرا ماهيت به اعتبار صدقش بر افراد كثيره به كليت ، متصف مىگردد ، همانطور كه به اعتبار صدقش بر فرد واحد به جزئيت متصف مىشود . و نيز ماهيت به لحاظ اشتراكش در انواع مختلف ، به جنسيت و به لحاظ اختصاصش به نوع خاصى ، به فصليت متصف مىگردد . همچنين است اتصاف ماهيت به عرضيت عامه ( مانند مشى براى حيوان ) و عرضيت خاصه ( مانند ضحك براى انسان ) كه به ملاك حضور ماهيت در ذهن و صدق و انطباقش بر افراد ، به اين عناوين موصوف مىگردد . اما اتصاف ماهيت به جوهريت يا عرضيت يا كميت يا كيفيت به ملاك حضور ماهيت در ذهن و صدق و انطباقش بر افراد نيست ؛ زيرا فرد خارجى جوهر هم جوهر است و فرد خارجى عرض هم عرض است . براى اتصاف ماهيت به جوهريت يا عرضيت ، صدق و انطباق مفهوم ماهيت جوهرى يا عرضى بر افرادش ، شرط نيست . لذا علّامهء حكيم رحمه الله ملاك ديگرى را عنوان مىفرمايند و آن عبارت است از اندراج فرد ، تحت ماهيت كلى جوهر يا عَرَض . توضيح آنكه وقتى يك فرد در خارج ، از مصاديق جوهر يا عرض به شمار آمد طبعاً آن فرد ، تحت نوع جوهرى يا عَرَضى قرار خواهد گرفت . يا نوع خاصى مانند كيف مسموع يا مبصر ، تحت جنس كيف مطلق قرار خواهد گرفت . در اين صورت ، اتصاف آن ماهيت خارجى به جوهريت يا عرضيت يا كيفيت و كميت ، مشروط به حضور آن ماهيت در ذهن و صدق و انطباقش بر خارج نخواهد بود . و آن ماهيت