داوود صمدى آملى

94

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

بو على سينا كسى است كه چهار نمط آخر اشارات خود را در چهلهء نماز و روزه نوشته است ، همان كسى كه مىگويد : من هرگاه در يك مسئله علمى دچار مشكل مىشوم به مسجد مىروم و دو ركعت نماز مىخوانم و مشكلم حل مىشود . و چه شيرين كه حضرت استاد در ميان اين كتب ، يكى از كتابهاى خود را به نام « سرح العيون فى شرح العيون » نيز ذكر كرده‌اند . حرف ، حرف حقيقت و واقعيت است . نعوذ باللّه اين به معناى ريا و خودنمايى نيست كه كسى بگويد : « حضرت استاد از كتاب خود هم تعريف و تمجيد كرده است و اين يك نحوه خودنمايى است » . اين برداشت بسيار غلط و باطلى است ، زيرا اگر چنين بود ، پس اولين كسى كه ريا كرده نعوذ باللّه خود پيغمبر است . چون پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز بارها كتاب خود را ستوده و مردم را به عمل كردن به آن توصيه نموده است . اين تعريف و تمجيد اگر مطابق با واقع باشد نه تنها ريا نيست و اشكالى ندارد بلكه انسان‌ساز نيز هست . پس بدانچه تاكنون گفتيم نتيجه مىگيريم كه برهان و عرفان و قرآن از هم جدايى ندارند و بعيد نيست آنها كه فلسفه و عرفان را مخالف قرآن مىدانند ، در فهم قرآن دچار مشكل شده باشند و قرآن را آنطورى كه هست ، نفهميده باشند . بيان حالات مختلف موضوع و محمول محمولات و مسائلى كه در فلسفه مطرح مىشوند ، دو قسم هستند ؛ قسمى مساوى با موضوع فلسفه اعنى وجود است ، يعنى اگرچه مفهوما مغايرت با وجود دارند ، اما مصداقا و در مقام خارج با وجود يكى هستند كه در منطق از اين اتحاد ( اتحاد مصداقى و تغاير مفهومى ) تعبير به حمل شايع صناعى مىشود ؛ مانند مفهوم واحديت و فعليت كه اگرچه مغاير با مفهوم وجودند اما در خارج چيزى