داوود صمدى آملى
77
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
خارجى مشهود همه است و چون چنين است پس همه موجودات نظام هستى فيلسوفند و حقيقت دارند . و به همين دليل همه به دنبال كمال هستند و حقيقت غايى را مىجويند و از هرچه پوچى است گريزانند ، مثلا هيچگاه كاسب به دنبال پولى كه معدوم باشد نمىرود يا طبيب به دنبال مريضى كه معدوم باشد نمىرود يا درخت به سمت نورى كه نيست حركت نمىكند يا حيوان به سمت غذايى كه وجود ندارد نمىرود ، همه به دنبال وجودند ، پس همه به فلسفه نيازمندند . اما فلسفه به هيچ علمى محتاج نيست چراكه احتياج فلسفه به ديگر علوم موجب دور شده و اين محال است . اوّليت تصور و تصديق وجود عام موضوع فلسفه به نحو مطلق ، وجود عامى است كه ما آن را در مقام تصور اوليه و تصديق اولى تأييد مىكنيم . در منطق تصورات و تصديقات را به سه قسم نظرى و بديهى و اولى تقسيم نمودهاند : تصورات نظرى آنهايى هستند كه براى به ذهن آوردن آنها نياز به فكر و انديشه و استدلال و برهان است ، تصديقات نظرى آنهايى هستند كه براى حكم نمودن بدانها نياز به انديشه و برهان است . تصورات و تصديقات بديهى آنهايى هستند كه براى به ذهن آوردن و حكم نمودن بدانها نياز به فكر و انديشه و استدلال و برهان نيست اگرچه مىشود براى آنها نيز برهان اقامه نمود ولى از آنجا كه روشن هستند نيازى به اين كار نيست . اما تصورات و تصديقات اوّلى آنهايى هستند كه نه تنها براى به ذهن آوردن و حكم نمودن بدانها نيازى به انديشه و استدلال نيست بلكه از فرط روشنى اصلا امكان برهان آوردن براى آنها وجود