داوود صمدى آملى

78

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

ندارد و اگر كسى بخواهد بر آن برهان اقامه كند برهان برنمىدارد . به تعبير جناب استاد در تعليقات بر منظومه : و لكون الوجود بسيطا و اعم الاشياء فلا جنس له فلا فصل له فلا حدّ له فلا برهان عليه لأن الحدّ و البرهان متشاركان في حدودهما فلا أظهر من الوجود . « 1 » و چه شيرين كه جناب حاجى در عنوان فريدهء اولى حكمت منظومه فرموده‌اند : غرر في بداهة الوجود و نفرمودند : غرر في بداهة مفهوم الوجود ، يعنى وجود چه مفهوما و چه مصداقا بديهى است ، بر خلاف ديگر آقايان كه نوعا عنوان بداهة مفهوم الوجود ، را مطرح مىكنند ، مثلا جناب علامه طباطبائى در جايى از بداية الحكمة مىفرمايند : فصل في بداهة مفهوم الوجود ، به نظر مىرسد فرمايش جناب حاجى شريف‌تر باشد . البته اين گفتهء ما بدان معنى نيست كه نعوذ باللّه حضرت علامه طباطبائى اينها را نمىدانند ، نه هرگز چنين نيست ، ما خودمان همهء اينها را از حضرت علامه و شاگردان ايشان ياد گرفته‌ايم . شايد هم جناب علامه مىخواستند با اين عنوانى كه در بداية الحكمة مطرح كرده‌اند سفرى داشته باشند از مفهوم به سمت اعيان خارجى موجودات . فرموده‌اند : فان موضوعها الموجود العام الذي نتصوّره تصورا اوّليا و نصدّق بوجوده كذلك ، يعنى موجود عام همانى است كه تصور و تصديقش اولى بوده و اصلا امكان استدلال آوردن براى آن وجود ندارد و بعد در مقام استدلال اين مطلب فرموده‌اند : لان الموجودية نفسه ، براى اينكه خودش عين موجوديّت و وجود است و از هرچه براى استدلال آن مقام استفاده كنيم ، آن نيز وجود است ، كه در حقيقت از وجود براى اثبات وجود يارى جسته‌ايم و اين تحصيل حاصل بوده و محال است . گفتيم كه جناب علامه قدّس سرّه در

--> ( 1 ) . شرح منظومه ( با تعليقات استاد حسن‌زاده آملى ) ، ج 2 ، ص 60 .