داوود صمدى آملى
66
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
ايندو علم ، علوم ديگرى هم هستند كه طلاب علوم دينيّه بايد براى تعليم آنها وقت بگذارند و زحمت بكشند . تنها پيغمبران الهى و امامان معصوم و آنهايى كه به حقايق عالم و اسرار مردم آگاهى دارند مىتوانند ناموس خدا را سرپرستى كنند و لذا ديگران تمامى علوم غير از علم النواميس را مىتوانند دارا بشوند . يك پيغمبر الهى وظيفه دارد تمامى شئون مردم را زير نظر داشته باشد و در تمامى حالات آنان را به صراط مستقيم هدايت كند . در مورد انبياء 40 سال بايد بگذرد تا ايشان بدين علم دست يابند و لذا يك چهله 40 ساله بايد بگيرند تا به علم النواميس برسند . همانطور كه نطفه تا به علقه و از علقه تا به مضغه و از مضغه تا به عظام برسد بايد 3 چهله بگيرد تا كامل شود و به تعبيرى خميرش ور بيايد ، يك انسان هم تا خمير جانش ور بيايد بايد يك چهل سال بگذراند ، در غير اين صورت نتيجهء خوبى نخواهد داشت مانند خمير نان كه اگر خوب ور نيايد و به همين صورت در تنور گذاشته شود ، پس از پخته شدن مانند پلاستيك شده و نان لذيذى درنمىآيد . و البته خمير جان انسان پس از 40 سال زمانى براى طبخ آماده مىشود كه در اين مدت در مسير تحصيل علم بوده باشد و الّا اگر در آرد آب نريزيم و شرايط را آماده نكنيم ، بلكه آرد يك جا باشد و آب هم جاى ديگر ، هرگز خميرى درست نمىشود تا ور بيايد . او بايد در اين مدت آنقدر جانش را با علوم و معارف آبيارى كند و در مسير تكامل بوده باشد تا در سن 40 به نتيجه برسد . مقام تبليغ مربوط به سفر چهارم سالك الى اللّه است كه سالك پس از سفر من الخلق الى الحق و من الحق الى الحق به سفر من الخلق الى الخلق مىرسد كه اين آخرين سفر سير انسانى براى سالك الى اللّه مىباشد . غرض اينكه حكمت هفت قسم است كه سه قسم آن نظرى و چهار قسم آن عملى مىباشد . اين هفت قسم كل عالم را پر كرده و ديگر چيزى باقى نمانده