داوود صمدى آملى

67

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

است . البته در بين اقسام حكمت نظرى ، فلسفه كه همان حكمت نظرى الهى است در مرتبه اعلى قرار دارد . بدين جهت از فلسفه تعبير به « علم اعلى » و از علم طبيعى تعبير به « علم اسفل » نموده‌اند . توجه به يك نكته مهم تعريفى كه اكنون جناب علامه طباطبايى قدّس سرّه در مورد فلسفه ارائه دادند به اين مضمون كه به مجموعهء مباحثى كه يا مساوى با موضوع فلسفه به نحو اطلاق هستند و يا با طرف مقابلشان با هم مساوى با موضوع فلسفه هستند ، تعبير به فلسفه مىكنند ، تعبيرى بسيار نازل از علم فلسفه است كه فقط در بخش حكمت نظرى ، آن هم نه در تمام ابعادش بلكه فقط در بعدى كه از آن تعبير به « علم اعلى » و « فلسفه اولى » مىشد ، صادق است و بقيهء اقسام آن را شامل نمىشود . اما حقيقت امر اين است كه بايد فلسفه را فراتر از اين امور معنى كرد و البته خود جناب علامه به همهء اينها توجه دارند . ايشان متخلّق به اخلاق ربوبى و متعلّم به علوم الهيه و معارف حقّه حقيقيه بودند كه تعليقات بسيار سنگينى هم بر اسفار نوشته‌اند . ايشان خود مىدانند كه فلسفه حقيقى فوق اين مقدار فرمايشى است كه در اينجا آورده‌اند ، منتهى مطابق با كتابشان مباحثى را در 12 مرحله به يك روش پياده فرمودند كه اين تعريف فلسفه هماهنگ با آن روش خاص است . در حقيقت نهاية الحكمه ، نهايت حكمت نظرى آن هم در يك بعد از ابعاد حكمت نظرى است ، نه اينكه حكمت همين مقدار باشد و بس . و لذا در تعريف فلسفه حقيقى بايد پا را فراتر از اين نهاد .