داوود صمدى آملى

65

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

امام معصوم است ، اين وظيفه يك مبلّغ است . يادم مىآيد دو سال قبل يك‌بار ، « ايراء » خدمتشان رسيده بوديم . عده‌اى از خانمها از ايشان تقاضا نمودند تا برايشان صحبت بفرمايند . حضرت آقا هم پدرى نمودند و حدود 45 دقيقه راجع به مسائل طبى برايشان فرمايش فرمودند و افسوس كه آن جلسه با نوار ضبط نشد . خوب بود آن جلسه ضبط مىشد و نوار آن در كل كشور به عنوان يك دستور العمل طبى پخش مىشد . تمام چشم و گوش و اعضا و جوارح و تمامى سرنوشت مردم ناموس خداست و ما بايد با اين ناموس طورى عمل كنيم كه بندگان خدا به كمال برسند . مردم تا ندانند كه چگونه و چه مقدار بايد غذا بخورند ، هر چقدر حرف از حضور و مراقبت هم بشنوند ، باز هم نمىتوانند در صدد عمل برآمده و به تكامل برسند . چطور مىشود شخصى در تابستان يخ بخورد و انتظار هم داشته باشد با اعصابى خرد شده نماز خوبى بخواند و حضور تامى داشته باشد ؟ ! عزيزان من ! يك مبلّغ الهى حتما بايد به علم طب و علم هيأت آشنايى داشته باشد . يك مبلّغ براى آگاهى از وقت نبايد به ساعت محتاج باشد . اگر كسى علم هيأت بخواند ، در روز با نگاه كردن به خورشيد و در شب با نگاه كردن به ماه ، به راحتى خواهد توانست مقدار گذر روز و شب يعنى ساعت را اعلام كند ، بدين معنا كه چشمش در روز ساعت آفتابى و در شب ساعت مهتابى خواهد بود . متأسفانه اكنون ما در حوزه خودمان را محدود به 4 رشتهء علمى كرديم و از ديگر علوم چشم بسته‌ايم . مراد من اين نيست كه نيازى به علم فقه و اصول نيست ، نه خير اتفاقا براى استنباط احكام شرعيه كه شريعت الهى هيچگاه از انسان دست بردار نيست حتما بايد علم فقه و علم اصول فقه را بعنوان فن مقدم علم فقه فرا بگيريم ، ما فداى فقه و اصول فقه و احكام فقهيه . اما مطلب اينجاست كه غير از