داوود صمدى آملى
45
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
ظنيات بقاء ندارد و نفس تا به يقين نرسد برايش اطمينان حاصل نمىشود . و لذا در سورهء بقره وقتى حرف از متقين و مؤمنين پيش آمد ، در نهايت فرمود : مؤمن كسى است كه به سر حد يقين و اطمينان برسد ، وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ « 1 » . در آيهء قبل از آن آمده است : الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ « 2 » ، در اين آيه چون حرف از غيب مطرح است ايشان را به وصف ايمان ستوده است و فرمود : ايشان كسانى هستند كه در دنيا ايمان به غيب دارند و اقامهء نماز مىكنند و از آنچه به ايشان رزق دادهايم انفاق مىكنند ، و ايمان به غيب غير از شهود حقايق است . اما در آيهء بعد وقتى سخن از آخرت مطرح شد فرمود : وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ، يعنى ايشان كسانى هستند كه به آخرت نيز يقين دارند ، به تعبير ديگر از همين الان قيامت برايشان قيام نموده است . و لذا آخرت كشف غطاء است و در هر كشفى يقين خوابيده شده است . در آخرت چون هيچ غيبى نيست و همهچيز در شهادت محض است همه به يقين مىرسند . و اگر حضرات را تقسيم به خمس فرمودهاند كه من جمله آن شهادت و غيب است ، اين به لحاظ اين سويىها مىباشد و الا ما فقط يك حضرت داريم ، آن هم شهادت مطلقه است و اگر فرمود : هو الظاهر و الباطن باز هم اين باطن به لحاظ ماست و الّا او هميشه ظاهر و كشف مطلق است و كشف مطلق هم يقين مىباشد . حضرت آقا در مورد يقين مىفرمايند : برهان ، قياس مؤلّف از يقينيات است تا نتيجهء يقينى از آن لازم آيد و به تعبير شيخ در دانشنامهء علايى ، فايده برهان يقين است و پيدا كردن حق ( ج 1 ، ص 128 ) و عمده در صناعات خمس ، برهان است . ساوى در تبصره در تعريف
--> ( 1 ) . بقره / 5 . ( 2 ) . بقره / 4 .