داوود صمدى آملى
43
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
فراوان كشيد زيرا تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ « 1 » . يقين اعتقاد كشفى است فرمودند : ان اليقين هو الاعتقاد الكاشف عن وجه الواقع من بين الاعتقادات . انسانها در امور متعارف و روزمرهگى خود تصديقات فراوانى دارند . در متن تصديق اعتقاد قلبى نهفته شده است زيرا در تصديق بين موضوع و محمول ، عقد و گره برقرار مىشود و انسان به اين يقين مىرسد كه اين محمول بر اين موضوع بار شده است . پس مراد از اعتقاد در منطق آن حالت قلبى است كه در مقام تشكيل قضيه و در مقام تصديق براى انسان پيش مىآيد . اين همان اعتقاد و حالت قلبى است كه بين موضوع و محمول ارتباط برقرار كرده و موجب تشكيل قضيه مىشود . از ميان همهء قضايا ، قضيهء حمليه موجبه در بين مردم شهرت بيشترى دارد ، در اين نوع قضيه ضمن كنار هم قرار گرفتن موضوع و محمول بايد محمول بر موضوع حمل شود . مثلا مىگوييم « آفتاب نورافشانى مىكند » . در اينجا موضوع « آفتاب » و « نورافشانى » محمول و « مىكند » نسبت ثبوتى بين آفتاب و نورافشانى است كه دلالت بر ثبوت نورافشانى براى آفتاب مىكند . اين قضيه حاصل از اعتقاد به ثبوت نورافشانى براى آفتاب است . از اينجا به اين مطلب منتقل مىشويم كه اعتقاد بر دو گونه است : 1 - اعتقاد كشفى 2 - اعتقاد غير كشفى اعتقاد كشفى اعتقادى است كه كشف مىكند از آنچه كه در متن واقع وجود دارد و اين همان يقين است . يعنى در عنوان يقين ، كاشفيت از واقع نهفته شده
--> ( 1 ) . عنكبوت / 44 .