داوود صمدى آملى

39

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

نكات تشريحى 1 - مراد از « اقيسه » در اينجا انواع گوناگون قياسها اعم از برهان ، خطابه ، جدل ، مغالطه و شعر است . 2 - فرمودند : و لكن البحث عن الجزئيات خارج من وسعنا ، اين مطلب مربوط به ماست كه از وسع اندكى برخوردار هستيم اما فيلسوف كامل كه امام است به تمام جزئيات احاطهء علمى دارد و مىتواند همهء جزئيات را آنطورى كه هستند بيان كند . 3 - فرمودند : البرهان لا يجري في الجزئي ، دليل اين مطلب آن اصل مسلم است كه فرمودند : الجزئي لا كاسب و لا مكتسب ، يعنى در منطق بيان گرديد جزئى نمىتواند كاسب ( معرّف ) و مكتسب ( معرّف ) قرار بگيرد . پس براى اقامه برهان ناچاريم به صورت كلى بحث كنيم . 4 - فرمودند : الجزئي بما هو متغير زائل ، مانند اينكه آب تبخير مىشود ، دود تبديل به هوا مىشود ، نور تبديل به انرژى مىشود ، سنگ خاك مىشود ، نبات رشد كرده و غذاى حيوانى قرار گرفته و حيوان مىشود و حيوان هم غذاى انسانى قرار گرفته و انسان مىشود و همينطور تمامى جزئيات آن ، به آن در حال تغيير و زوال هستند . جايگاه برهان در فلسفه از آنجا كه قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند شيوهء مباحث فلسفى بايد به گونه‌اى باشد كه از طريق استعمال برهان پيش برويم . اگر مبناى فلسفه برهان باشد مطمئنا عرفان و قرآن هم در آن خواهد بود ، يعنى برهان در فلسفه ما را به فهم تمام حقايق اشياى نظام هستى و چشيدن آن سوق مىدهد ، بطوريكه