داوود صمدى آملى
12
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
رسانديم ، نفس ناطقه انسانى هر شخصى بهترين راه وصول به تمام حقايق اشياء به خصوص حقيقة الحقايق آنها است و اصلا ضرورتى نيست كه در مقام مباحثه با افراد معاند و مخالف اصول عقايد اسلام و منكرين ، از راه آيات و روايات وارد شد ، نيازى نيست انسان در مقام مباحثه از توحيد ، نبوت و يا وحى و معاد شروع كند تا آنها بگويند : « ما اصلا منكر اين آيات و روايات و مسائلى همچون توحيد و نبوت و معادى هستيم كه شما به آنها تمسك و احتجاج مىكنيد ، لااقل شما از چيزى شروع كنيد كه همهء ما آن را قبول داشته باشيم » . لذا بهترين راه اين است كه از خودشان شروع كنيم ، زيرا هيچكس نمىتواند خودش را انكار كند . غرض اينكه اولين چيزى كه در هر مرتبهاى از مراتب وجودى انسان براى شخص تجلى مىكند وجود خود اوست . نفس ناطقه انسانى بايد از همين پله ، با علم و عمل خود به ماوراى طبيعت سفر كند . آنوقت برايش روشن مىشود كه تمام آنچه در اينجا است آيه و مرتبهء نازلهء آن حقيقت هستند . از آن به بعد ديگر نمىتواند عوالم مثال و عقل و ما فوق آن را انكار كند . سريان حكمت در افعال كودك فرمودند : همهء ما با حواس پنجگانه خود موجوداتى را ادراك مىكنيم ، حال يا با استبصار ، يا با استماع ، يا با استشمام و يا با ذوق . پس ادراكات حواس پنجگانه انسان كه ادراكات اوليهء او است به عنوان مقدمه براى رسيدن به فهم حقايق اشياء امرى ضرورى است ، زيرا انسان بدون آن در قوس صعود به هيچ مقامى نمىرسد . لذا جناب علامه طباطبايى قدّس سرّه از نازلترين مرتبه شروع نمودند . اينجا است كه اولين پله ، قدم نهادن در محيط فلسفه را ادراك تشكيل مىدهد ،