داوود صمدى آملى
11
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
غرض اينكه جز طايفه سوفسطى كسى در ادراكات اوليهاش شكى ندارد . جناب علامه طباطبايى قدّس سرّه در ابتدا ما را به وجود خود و به وجود آنچه كه در اطراف ما هست تنبه دادهاند ، چه اينكه حضرت استاد نيز در كتاب شريف دروس معرفت نفس از همان ابتدا ما را به شهود موجودات توجه دادهاند و فرمودهاند : وجود است كه مشهود ماست ، ما موجوديم و جز ما همه موجودند ؛ ما جز وجود نيستيم و جز وجود را نداريم و جز وجود را نمىيابيم و جز وجود را نمىبينيم . جناب علامه قدس سرّه در بداية الحكمة نيز به همين روش عمل كرده اما در نهاية الحكمة اين مطلب را مبسوطتر از بدايه مطرح كرده است . اين مقدار مقبول همه است و هركسى در هر رشتهاى قدم بگيرد ، چه در علم و چه در عين ، اولين پلهاى كه روى آن قدم مىنهد پلهء وجود است و اولين پلهاى هم كه در آن اقرار به وجود مىكنيم ، خودمانيم . اوّليت ادراك نفس ناطقه نكتهاى كه اكنون در صدد بيان آن هستيم اين است كه جناب علامه طباطبايى قدّس سرّه اولين مرحله اقرار به وجود را اقرار افراد ، به ادراك نفس ناطقه خود اختصاص دادند و فرمودند : إنّا معاشر الناس أشياء موجودة جدّا ، هر علمى كه با نفس ناطقه انسانى شروع شود چنين علمى از باب ؛ من عرف نفسه فقد عرف ربه ، تا اندازهء بسيار زيادى انسان را براى رسيدن به حقايق و اسرار نظام هستى كمك مىكند . لذا ايشان در آينده به مناسبت مباحث ، تمثيلاتى از باب معرفت نفس مطرح مىكنند كه آنها خيلى براى ما كار مىرسد . همانطور كه بارها محضر عزيزانى كه خدمتشان تشرف داشتيم به عرض