الشيخ حسين الحقاني

51

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

فصل پنجم در محال بودن دور و تسلسل ( در سلسلهء ) علل معناى دور : دور « 1 » ، متوقّف بودن وجود يك شىء بر شىء ديگرى است كه وجود اين شىء ديگر نيز ، متوقّف بر آن شىء نخستين است . توقّف ( دو شىء نسبت به هم ) يا بدون واسطه است مثل اينكه « الف » متوقّف بر « ب » و « ب » نيز متوقّف بر الف مىباشد ( علماء منطق و فلسفه ) اين قسم دور را « مصرّح » مىنامند و يا با واسطه است مثل اينكه « الف » متوقّف بر « ب » و « ب » متوقّف بر « ج » و « ج » نيز متوقّف بر « الف » باشد اين قسم از دور را ، « مضمر » يعنى « مخفى » و پوشيده مىنامند ( زيرا در اين قسم از دور ، « ب » مستقيما بدون واسطه و با صراحت ، متوقّف بر « الف » نيست چنان كه در دور مصرّح چنين بود بلكه در اينجا « ب » متوقّف بر « ج » و « ج » نيز متوقّف بر « الف » و در نتيجه ، « ب » متوقّف بر « الف » بواسطه « ج » ) . محال بودن دور امرى واضح و نزديك به بداهت است زيرا اساس و مبناى محاليّت دور در هردو قسم ، اين است كه دور ، مستلزم تقدّم شىء بر خودش بوجود مىباشد و محال

--> ( 1 ) - اسفار ج 2 ص 144 و ص 167 - قبسات ص 228 و ص 233 - حكمة الاشراق ص 63 - مباحث مشرقيّه ص 470 و ص 477 تلخيص المحصّل ص 246 - شوارق فصل سوّم مسألهء سوّم - شرح منظومه ص 129 و ص 131 - التّحصيل ص 557 . ( شارح )