الشيخ حسين الحقاني

52

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

بودن اين امر نيز ، بديهى و ضرورى است . ( مثلا اگر « الف » علّت وجود « ب » باشد و « ب » نيز علّت وجود « الف » باشد « الف » بايد قبل از آنكه توسط « ب » موجود بشود ، موجود باشد تا بتواند « ب » را ايجاد كند و اين همان توقّف شىء بر خودش مىباشد كه مثلا « الف » هم موجود باشد و هم نباشد و اين همان اجتماع نقيضين است كه عقلا محال مىباشد ) . معناى تسلسل تسلسل عبارت از ترتّب شىاى موجود بر شىء ديگر كه با شىء اوّل بالفعل موجود مىباشد و شىء ديگر نيز مرتّب بر شىء سوّمى است به همان ترتيبى كه گفته شد و شىء سوم نيز مترتّب بر شىء چهارم به همان نحوى كه ذكر شد و اين ترتيب ( و تسلسل در ترتّب ) تا بىنهايت ادامه پيدا مىكند خواه اينكه ادامهء تسلسل با همان ترتيبى كه گفته شد از دو طرف باشد . به اين طريق كه قبل از هر سابقى ، سابقى و بعد از هر لاحقى ، لاحقى نيز وجود داشته باشد و خواه ادامهء تسلسل در يك طرف باشد ( به اين نحو كه فرض كنيم تنها قبل از هر سابقى ، سابقى نيز وجود داشته باشد و يا تنها بعد از هر لاحقى ، لاحقى نيز وجود داشته باشد ) . شرائط تحقّق تسلسل : ( تسلسل عقلا با هر شرائطى باطل نيست بلكه ) تسلسل ( باطل خواه ادامهء آن از دو طرف باشد و يا تنها از يك طرف باشد ) داراى شرائطى است : 1 - براى اجزاء سلسله ، وجود بالفعل باشد . 2 - همهء اجزاء سلسله در ( ظرف ) وجود ، مجتمع باشند . 3 - بين اجزاء متسلسل ، ترتّب وجود داشته باشد . تسلسل در علل تسلسل در علل ، همان ترتّب معلول بر علّتى است و ترتّب علّت بر علّت‌اش و علّت علّت‌اش نيز مترتّب بر علّت ديگرى تا بىنهايت ترتّب ، ادامه پيدا مىكند .