الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
93
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
على انّه لو كان موجودا في الاعيان بوجود منحاز مستقلّ ، كان إمّا واجبا بالذات و هو ضروريّ البطلان و إمّا ممكنا و هو خارج عن ثبوت الماهيّة لا يكفى فيه ثبوتها فى نفسها ، فكان بالغير و سيجيء استحالة الامكان بالغير . در پايان اين قسمت ، به يكى از استدلالهاى قائلين به وجود استقلالى امكان اشاره كرده به رد آن پرداختهاند كه ما آن را مستقلا با شمارهء 5 - 3 - 7 خواهيم آورد . 3 - 4 - 3 - 7 : امكان مشترك لفظى نيست قول سوم اين بود كه امكان مشترك لفظى است . منظور از اشتراك لفظى امكان اين است كه امكان بر هرماهيتى حمل شود بهمعناى همان ماهيت است . اگر امكان بر انسان حمل شود به معناى انسانيت است و اگر بر حيوان حمل شود بهمعناى حيوانيت است . پس در قضيهء « انسان ممكن است » لفظ « ممكن » بهمعناى انسان است و در قضيهء « حيوان ممكن است » لفظ « ممكن » بهمعناى حيوان و قس على هذا « 1 » . نظير همين ادعا دربارهء مفهوم وجود نيز شده بود . اين قول بسيار سخيف است و در اغلب كتب فلسفى مورد توجه و رد و ايراد واقع نشده . در اين كتاب نيز ، بحث مستقلى به آن اختصاص ندادهاند ، بلكه اشارهء روشنى نيز به آن نكردهاند ، فقط در ضمن بيان مطالب از اشتراك معنوى امكان به منزلهء امرى ظاهر ، يعنى بديهى يا قريب به بديهى ، ياد كردهاند و در پايان مطالب نيز دوباره بر آن تأكيد كردهاند كه اشاره به رد همين قول است . در هرحال ، دليل بطلان آن نظير همان دليلى است كه در رد اشتراك لفظى وجود در مرحلهء اول / فصل اول / 3 گذشت و احتياج به توضيح و تفصيل بيشترى نيست : و قد تبيّن ممّا تقدّم انّ الامكان معنى واحد مشترك ، كمفهوم الوجود . 5 - 3 - 7 : برهان بر وجود استقلالى امكان و ردّ آن اين برهان مبتنى بر دو مقدمهء زير است : مقدمهء اوّل : اگر ممكن بالذات در خارج ممكن نباشد ، يا واجب است در خارج يا ممتنع . مقدمهء دوم : محال است كه ممكن بالذات در خارج واجب يا ممتنع باشد . دليل مقدمهء دوم اينكه اگر ممكن بالذات واجب باشد ، ضرورى الوجود بالذات است و اگر
--> ( 1 ) . المشارع و المطارحات ( مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 1 ) ، ص 343 .